حفاظت
تمام انواع مواد ديداري شنيداري شامل فيلم و نوار ويديويي بايد به صورتي مناسب و كارا نگهداري شوند، تا اولاً حفاظت شوند، ثانياً هر زمان كه مورد نيازند براحتي در دسترس باشند.
ذكر يك رقم مشخص براي مدتي كه اين مواد دوام ميآورند، مشكل است و بيشتر بستگي به ميزان استفاده از آنها دارد. بعضي از فيلمها، اكنون بيش از يك قرن است كه به خوبي حفظ شدهاند، اما نوار ويديويي رسانة خيلي جوانتري است، لذا پيشبيني اين كه اگر در فرمت اصلي خود نگهداري شود چه مدت دوام ميآورد، مشكلتر است. همين مطلب در مورد ذخيره مواد ديداري بر روي رسانههاي جديدتر مانند ديسكها و سرويسدهندههاي رايانهاي كه از فناوري نسبتاً نيآزموده استفاده ميكنند و در عرض چند سال آينده به عنوان رسانة ذخيره آرشيوي توسعه و بهبود خواهند يافت نيز صادق است.
نگهداري
وجود شرايط صحيح نگهداري براي حفاظت مواد ضروري است، از اينرو سطح دما و رطوبت نسبي در زير به اختصار آمده است. بهرحال بايد در نظر داشت كه امكان دارد دلايل عملي خيلي درستي وجود داشته باشد كه مانع پيروي از اين توصيهها شود. بسته به اندازه مجموعه يا منابع موجود، ممكن است لازم باشد مجموعه توسط كاركناني كه مواد را اداره يا از آن استفاده ميكنند، نگهداري شود، كه در اين موارد امكان دارد دماي لازم براي حفاظت مواد خيلي پائينتر از آنچه براي محيط كار لازم است باشد، و در نتيجه بايد تا حدودي با شرايط محيط سازش كرد.
نگهداري فيلم
به نظر ميرسد تحقيق اخير شرايط نگهداري فيلم را بطور كلي سردتر و خشكتر از آنچه قبلاً مناسب فرض ميشد، پيشنهاد ميكند، ولي توافق واقعي در مورد سطح دما و رطوبت نسبي وجود ندارد. در شكل مطلوب بايد دو نوع شرايط عمده براي نگهداري فيلم وجود داشته باشد؛ بايد محلي جداگانه براي نگهداري فيلمهاي غيرآرشيوي، مثل فيلمهاي مثبت و نسخههاي مطمئن لبههاي صوتي ، و نه نسخههاي اصلي مثل نگاتيوها، اختصاص داده شود. توصيه ميشود كه اين مواد در دمايي كمتر از 70 درجه فارنهايت (21 درجه سانتيگراد) با رطوبت نسبي بين 40 تا 60 درصد نگهداري شوند. به عنوان مثال آرشيو ان. بي. سي. در ايالات متحده فيلمها را در دماي 50 درجه فارنهايت (10 درجه سانتيگراد) با رطوبت 50 درصد نگهداري ميكند. در اين محل ميتوان فيلمها را به صورت عمودي قرار داد، هر چند كه اين امر براي حفاظت بهينه مطلوب نيست. فيلم در وضع مطلوب بايد به صورت افقي نگهداري شود. اما اگر احتمال ميرود از اين مواد نسبتاً بهطور مرتب استفاده شود نگهداري عمودي دستيابي را آسانتر ميكند.
بايد محل ديگري كه سردتر باشد براي حفظ مواد آرشيوي يعني نگاتيوها و لبههاي صوتي اصلي ايجاد شود. اين مواد بايد در دمايي پايينتر از 55 درجه فارنهايت (12 درجه سانتيگراد) با رطوبت نسبي كمتر نگهداري شوند. به عنوان نمونه، تلويزيون نيوزيلند براي نگهداري درازمدت فيلمها از محلي با دماي 40 درجه فارنهايت (5 درجه سانتيگراد) و رطوبت نسبي 20 درصد استفاده ميكند. اين دما بسيار پائينتر از دماي محل كار است و فقط براي نگهداري مجموعههاي بزرگ كه براي ذخيره آنها محلهاي اختصاصي ايجاد شده است، امكانپذير ميباشد. در اين محل مواد بايد به صورت افقي نگهداري شوند كه اين امر دستيابي را مشكلتر ميسازد، ولي چون اين مواد نسخههاي اصلي هستند اغلب به آنها نيازي نيست مگر براي تهيه لبههاي صوتي يا فيلمهاي مثبت جديد.
نگهداري نوار ويديويي
از آنجا كه فرمت نوارهاي ويديويي مرتباً اصلاح ميشود، لزوماً حفاظت درازمدت آنها به اندازة فيلم حساس نيست. فرمتهاي قديميتر را ميتوان به فرمت رايج تبديل كرد. به نحوي كه قبل از آن كه فرسوده شوند، قابل استفاده باشند. همچنين نوار ويديويي نياز به زمان دارد تا خود را با شرايط اقليمي محيطي كه بايد در آن پخش شود وفق دهد و به دلايل عملياتي نبايد در دماهاي پائين نگهداري شود.
هر چند تصور كلي بر آن است كه نوار ويديويي را ميتوان در دماهاي محيطهاي كاري نگهداري كرد، اكنون بسياري از كارشناسان معتقدند كه به رغم آن كه اين شرايط براي پخش مناسب است، ولي براي حفاظت، دماهاي پائينتر ترجيح دارد. مديريت ملي آرشيوها و ركوردها در ايالات متحده دماي 65 درجه فارنهايت (18 درجه سانتيگراد) با رطوبت نسبي 30 درصد را براي نگهداري نوار ويديويي توصيه كرده است و بنظر ميرسد كه اين ميزان براي چنين مقصودي مناسب و دستيافتني باشد، همانطور كه ديگر سازمانها دمايي از 50 درجه فارنهايت (10 درجه سانتيگراد) تا 70 درجه فارنهايت (21 درجه سانتيگراد) با رطوبت نسبي 20 تا 50 درصد را توصيه كردهاند.
قفسهبندي فيلم و نوار ويديويي
قفسه فلزي، به خصوص براي نوار ويديويي، مادام كه به درستي كار گذاشته شده باشد، بهترين وسيله است. چوب به دليل بخارهاي اسيدي كه از رنگ و ديگر مواد براقكننده، متصاعد ميشود و همچنين خطر سرايت شعلهها در موقع حادثه آتشسوزي، مناسب نيست. نوار ويديويي بايد به صورت عمودي نگهداري شود تا از تاخوردن و پيچ و تاب برداشتن حفظ شود.
تصميمات حفاظتي
همانطور كه گفته شد يكي از مباحث مهم در گردآوري مواد ديداري شنيداري آن است كه فناوري مرتباً توسعه پيدا ميكند و آهنگ اين توسعه سريعتر شده است. به عنوان نمونه نوار ويديويي چهار باندي دو اينچي، پيش از آن كه جانشين آن يعني فرمت سي يك اينچي توسعه يابد، به مدت حدود 15 تا 20 سال در بيبيسي استفاده ميشد. فرمت سي يك اينچي حدود 12 سال كار كرد تا دي 3 عرضه شد، و در طول بيش از نصف اين مدت نيز از دي. جي. بتا و دي. وي. سي. پرو استفاده ميشد.
اين تغييرات سريع تأثير مهمي در مديريت مجموعه فيلم و ويديو دارد. ممكن است استفادهكنندگان، تجهيزات پخش فرمتهاي قديميتر را نداشته باشند، لذا اين مواد بايد به فرمت رايج تبديل شوند كه خود مستلزم صرف وقت و هزينه است. حتي در خود آرشيو هم تجهيزات پخش نياز به حفظ و نگهداري و تغيير دارند، و پس از مدتي به تدريج دسترسي به قطعات يدكي و متخصص براي پشتيباني دستگاه مشكل ميشود.
در بعضي از سازمانها، امكان دارد بخش آرشيو بر نوع فرمتهايي كه تهيه ميشود، تاحدودي نظارت داشته باشد، از اين رو ميتواند فرمتهايي را كه براي نگهداري مستحكم و بادوام هستند، توصيه كند. در ساير جاها مانند دفاتر پخش برنامه چنين موردي به ندرت وجود دارد، لذا آرشيو مجبور است متكي به تصميمات سازماني باشد، بهطوري كه ممكن است فرمتي براي انتقال قابل قبول باشد، در حالي كه براي حفاظت درازمدت از حد مطلوب پائينتر باشد.
حفاظت در مقابل استفاده مجدد
در بسياري از آرشيوهاي ديداري شنيداري اغلب تضادي بين نياز به حفاظت مواد (كه معمولاً به معني به حداقل رساندن فرسودگي و پارگي است) و تمايل به استفاده از مواد وجود دارد. حصول اطمينان از اين كه فيلم و نوار ويديويي براي آينده نگهداري خواهد شد، حائز اهميت است، اما اين مطلب بايد با تقاضاي مستمر براي بهرهگيري از آن وفق داده شود.
نابودي تدريجي موجوديها
با گذشت زمان بناچار رسانههاي موجود و تجهيزاتي كه براي پخش آنها لازم است، به علت استفاده، ذخيره نادرست و عدم حفاظت و نگهداري، كيفيت خود را از دست ميدهند. لبههاي صوتي مغناطيسي ميتوانند از شرايطي معروف به سندروم سركه كه تخريب شيميايي استاتسلولز است، آسيب ببينند. علائم آن بوي سركه مانند، تاب برداشتن ، شكنندگي و تحليل رفتن فيلم است. تمام فيلمهاي استات نسبت به اين شرايط آسيبپذيرند. اين امر ممكن است بعد از چند سال يا چند دهه، بسته به استاندارد مورد استفاده براي شرايط نگهداري، رخ دهد. سندرم سركه عموماً به علت سطح نامناسب دما و رطوبت ايجاد ميشود، ولي چنانچه اسيداستيك توليد شده براي مدتهاي طولاني در محفظة نگهدارنده رسانه بماند، تخريب تسريع ميشود.
اگر مواد به طور مرتب مورد استفاده قرار گيرند، باز شدن در قوطي فيلم سبب ميگردد فيلم در معرض هوا قرار گيرد و اسيد خارج شود. ولي مهم اين است كه در محفظه را دور از ديگر مواد و نه مثلاً در انبار فيلم باز كنيم، چون ويروس هوازي در معرض هوا رشد خواهد كرد.
گزينههاي حفاظت
لازم است خطمشيهايي مورد موافقت و اجرا قرار گيرد تا اطمينان حاصل شود كه مواد و تجهيزات پخش به شكلي مناسب حفاظت ميشوند و اين خطمشيها ممكن است بسته به فرمتهايي كه نگهداري ميشوند تفاوت كند.
حفاظت فيلم
فيلم قبل از تمام فرمتهاي ديداري موجوديت يافته و براي مدت زيادي به خوبي حفاظت شده است و به نسبت نوار ويديويي به تصميمات كمتري نياز دارد. از آن جا كه فيلم پايدارترين فرمت است، نبايد به قصد حفاظت به فرمتي ديگر تبديل شود، اگر چه امكان دارد براي استفاده مجدد نياز به تبديل باشد. كليد حفاظت فيلم ذخيره صحيح آن است ـ همان طور كه كليات آن قبلاً گفته شد ـ و اطمينان از آن كه از استفادة نسخههاي اصلي مانند نگاتيوها جلوگيري ميشود.
حفاظت نوار ويديويي
از سوي ديگر، فرمتهاي نوارهاي ويديويي ميتوانند به سرعت كهنه شوند و سادهترين راه حفاظت آنها، تبديلشان به فرمت آرشيوي رايجتر نوار ويديويي است. با توجه به اين كه دستگاههاي ضبط و پخش نوار ويديويي مطمئناً بسيار سريعتر از تجهيزات نمايش فيلم، منسوخ ميشوند، دليلي براي حفاظت نوارها در فرمتهاي اصلي آنها نيست، زيرا هنگامي كه دستگاههاي پخش آنها ديگر در دسترس نباشد، هيچكس قادر به تماشاي آنها نخواهد بود.
در تصميمگيري براي تهيه كپي از نوارها، هزينه عامل كليدي است، و اين امر ميتواند از اين نقطه نظر براي مرور موجوديها و حصول اطمينان از اين كه كليه مولفهها نياز به نگهداري دارند، فرصت خوبي باشد.
يكي از گزينهها آن است كه مواد صرفاً براساس تقاضا يعني وقتي شخصي نياز به استفاده دارد تبديل شوند. اين گزينه ممكن است در بعضي از سازمانها كه وقت اجازه ميدهد پذيرفتني باشد، ولي در حوزههاي پخش برنامه مانند خبر يا امور جاري اين راه حل عملي نيست. چون مواد بلافاصله در فرمت اصلاح شده خود مورد نياز خواهند بود.
تجديد نظر در خط مشي حفظ و نگهداري مواد به منظور اطمينان از آن كه هنوز جوابگوي نيازهاي استفادهكنندگان است، بسيار اهميت دارد، ضمن آن كه بايد به خاطر داشت كه اين نيازها هميشه نميتوانند دقيقاً مشخص باشند. اين كه مثلاً به ارقام استفاده از مواد نگاه كنيم و فرض كنيم كه چون موادي در طول چندين سال امانت داده نشدهاند پس آنها را ميتوان دور ريخت، خطرناك است. بسته به زمينه موضوعي، اين احتمال وجود دارد كه بريدة فيلمي كه پس از توليد چندين سال درخواست نشده است ناگهان با تقاضاي فراوان مواجه گردد.
همچنين مهم است كه به خاطر داشته باشيم يكي از دلايلي كه مواد قديميتر مورد استفاده قرار نميگيرند آن است كه صرفاً روي فرمتي كهنه يا واقعاً منسوخ وجود دارند. استفادهكنندگاني كه آنها را از طريق فهرستها پيدا ميكنند ممكن است هرگز آنها را براي استفاده انتخاب نكنند، زيرا كه تجهيزات نمايش يا تدوين آنها را ندارند. زماني كه يك سري از مواد روي فرمتي روزآمدتر كپي شوند ممكن است كاربرد آنها به صورت چشمگيري افزايش يابد.
فرمت تبديل
همچنين ضرورت دارد در مورد فرمتي كه مواد بايد روي آن كپي شوند تصميم سنجيدهاي اتخاذ گردد. همزمان با تصميمگيري در مورد گردآوري مواد روي فرمت جديد، لازم است همان عوامل هزينه، كيفيت، استحكام و طول عمر مناسب نيز مورد ملاحظه قرار گيرند. همچنين، به خاطر دلايل فني كه قبلاً در بخش فرمتهاي نوار ويديويي به اختصار مطرح گرديد، بهتر است از فرمت مولفهاي مانند دي. جي. بتا بجاي فرمت تركيبي مانند دي 3 استفاده شود.
تنظيم قفسه
مجموعههاي تصاوير متحرك
در مورد مجموعههاي بزرگ، در مواردي كه محلهاي اختصاصي براي نگهداري ايجاد شده است، بهتر است مواد بر اساس فرمت آنها نگهداري شوند، يعني فيلمهاي 35 ميليمتري با هم، نوارهاي ويديويي يك اينچي در جاي ديگر و بهمين ترتيب الي آخر.
يكي از دلايل اين امر آن است كه هر فرمتي به اندازة متفاوتي از قفسهبندي و رفبندي نياز دارد، بنابراين اگر رسانهها را به اين شيوه سازماندهي كنيم كاراتر است و از فضاي موجود حداكثر استفاده به عمل ميآيد.
دليل ديگر آن است كه بر خلاف قفسههاي كتاب يا ديگر اطلاعات متني، عملاً نميتوان قوطيهاي فيلم يا قرقرههاي نوار ويديويي را به منظور يافتن مواد خاصي يا سكانسهايي از بريدة فيلمي مرور كرد، چون به تجهيزات نمايش يا پخش نياز دارد. مجموعههاي ديداري شنيداري عمدتاً به فهرستنويسي و نمايهسازي مناسب وابستهاند، زيرا مرور يا جستجوي فرمتها تنها راه سريع و آسان براي بازيابي اطلاعات مبسوط يا نماي آرشيوي است.
در پايان، تنظيم مواد به ترتيب الفبايي عنوان يا موضوع ممكن است جذابيت داشته باشد، ولي اين شيوه تعداد زيادي نقاط رشد بوجود ميآورد يعني لازم است با اضافه شدن مواد فضاهاي اضافي در محلهاي مختلف رديفهاي آرشيو ايجاد شود. اين مطلب يعني سازماندهي مجدد مواد روي قفسهها به دفعاتي بيش از آن چه لازم است.
شيوه بهتر، استفاده از يك سري شمارههاي منحصر به فرد قفسهبندي براي هر فرمت است، به طوري كه به افزودههاي جديد مجموعه فقط شماره بعدي در توالي اعداد داده شود و تنها يك نقطه رشد در آخر هر سري وجود داشته باشد. اين روش شمارهگذاري با جزئيات بيشتر در قسمت مستندسازي موجوديها مطرح خواهد شد.
مجموعههاي عكس
براساس اندازه مجموعه، ممكن است پذيرش توصيههاي بالا براي عكسها نيز عملي باشد. بهرحال تورق عكسها و ترانسپرنسيها عموماً آسانتر است. بنابراين، چنانچه احتمال ميرود مجموعه كوچك باقي بماند، سازماندهي آن بسته به رويكرد اصلي استفادهكنندگان بر حسب موضوع، عنوان يا اسم منطقي خواهد بود.
بهرحال هنگامي كه عكسها به صورت ديجيتالي نگهداري ميشوند، مشكل مرور به معني آن است كه يك اسم فايل رقمي بهترين گزينه است، همانطور كه در فصل بعد در باب مستندسازي كليات آن آمده است.
Posted by مسعود آستانداري @ 21:32 |