تبليغاتX
.: ...ديزالو به من :.
چهارشنبه 17 آبان1385

تجربيات بنده حقير...

چند پيشنهاد در مورد كار با دوربين DSR-PD170&150

اين مطالب از تجربيات شخصي خود من است و به همين دليل ممكن است داراي نواقض و اشتباهاتي باشد:


1-از هيچ كدام از امكانات دوربين به طور سر سري نگذريد و سعي كنيد از تمام آنها در جاي خود بهره بجوييد.


2-براي وايت بالانس در شرایط خاص از تمام رنگهاي موجود در صحنه استفاده كنيد تا به تصویر مورد نظر برسید  و سعي كنيد در بعضي شرايط نوري خاص دوربين را به اصطلاح گول زده تا به تصوير مورد نظر خود برسيد.



3-همیشه از يك سرعت شاتر يكسان در محيط هاي مختلف استفاده نكنيد.


4-تا آنجايي كه برايتان امكان دارد فراموش كنيد كه دوربين حالت AUTO هم دارد.


5-سعي كنيد از نور غافل نشويد چون نور عامل اصلي تصوير است.


در نهايت سعي كنيد آنچه نمي دانيد با طمع به دست آوريد.

Posted by مسعود آستانداري @ 22:3 |
حفاظت‌
تمام‌ انواع‌ مواد ديداري‌ شنيداري‌ شامل‌ فيلم‌ و نوار ويديويي‌ بايد به‌ صورتي‌ مناسب‌ و كارا نگهداري‌ شوند، تا اولاً حفاظت‌ شوند، ثانياً هر زمان‌ كه‌ مورد نيازند براحتي‌ در دسترس‌ باشند.
ذكر يك‌ رقم‌ مشخص‌ براي‌ مدتي‌ كه‌ اين‌ مواد دوام‌ مي‌آورند، مشكل‌ است‌ و بيشتر بستگي‌ به‌ ميزان‌ استفاده‌ از آنها دارد. بعضي‌ از فيلم‌ها، اكنون‌ بيش‌ از يك‌ قرن‌ است‌ كه‌ به‌ خوبي‌ حفظ‌ شده‌اند، اما نوار ويديويي‌ رسانة‌ خيلي‌ جوانتري‌ است‌، لذا پيش‌بيني‌ اين‌ كه‌ اگر در فرمت‌ اصلي‌ خود نگهداري‌ شود چه‌ مدت‌ دوام‌ مي‌آورد، مشكل‌تر است‌. همين‌ مطلب‌ در مورد ذخيره‌ مواد ديداري‌ بر روي‌ رسانه‌هاي‌ جديدتر مانند ديسك‌ها و سرويس‌دهنده‌هاي‌ رايانه‌اي‌ كه‌ از فناوري‌ نسبتاً نيآزموده‌ استفاده‌ مي‌كنند و در عرض‌ چند سال‌ آينده‌ به‌ عنوان‌ رسانة‌ ذخيره‌ آرشيوي‌ توسعه‌ و بهبود خواهند يافت‌ نيز صادق‌ است‌.

نگهداري‌
وجود شرايط‌ صحيح‌ نگهداري‌ براي‌ حفاظت‌ مواد ضروري‌ است‌، از اين‌رو سطح‌ دما و رطوبت‌ نسبي‌ در زير به‌ اختصار آمده‌ است‌. بهرحال‌ بايد در نظر داشت‌ كه‌ امكان‌ دارد دلايل‌ عملي‌ خيلي‌ درستي‌ وجود داشته‌ باشد كه‌ مانع‌ پيروي‌ از اين‌ توصيه‌ها شود. بسته‌ به‌ اندازه‌ مجموعه‌ يا منابع‌ موجود، ممكن‌ است‌ لازم‌ باشد مجموعه‌ توسط‌ كاركناني‌ كه‌ مواد را اداره‌ يا از آن‌ استفاده‌ مي‌كنند، نگهداري‌ شود، كه‌ در اين‌ موارد امكان‌ دارد دماي‌ لازم‌ براي‌ حفاظت‌ مواد خيلي‌ پائين‌تر از آنچه‌ براي‌ محيط‌ كار لازم‌ است‌ باشد، و در نتيجه‌ بايد تا حدودي‌ با شرايط‌ محيط‌ سازش‌ كرد.

نگهداري‌ فيلم‌
به‌ نظر مي‌رسد تحقيق‌ اخير شرايط‌ نگهداري‌ فيلم‌ را بطور كلي‌ سردتر و خشك‌تر از آنچه‌ قبلاً مناسب‌ فرض‌ مي‌شد، پيشنهاد مي‌كند، ولي‌ توافق‌ واقعي‌ در مورد سطح‌ دما و رطوبت‌ نسبي‌ وجود ندارد. در شكل‌ مطلوب‌ بايد دو نوع‌ شرايط‌ عمده‌ براي‌ نگهداري‌ فيلم‌ وجود داشته‌ باشد؛ بايد محلي‌ جداگانه‌ براي‌ نگهداري‌ فيلم‌هاي‌ غيرآرشيوي‌، مثل‌ فيلم‌هاي‌ مثبت‌ و نسخه‌هاي‌ مطمئن‌ لبه‌هاي‌ صوتي‌ ، و نه‌ نسخه‌هاي‌ اصلي‌ مثل‌ نگاتيوها، اختصاص‌ داده‌ شود. توصيه‌ مي‌شود كه‌ اين‌ مواد در دمايي‌ كمتر از 70 درجه‌ فارنهايت‌ (21 درجه‌ سانتيگراد) با رطوبت‌ نسبي‌ بين‌ 40 تا 60 درصد نگهداري‌ شوند. به‌ عنوان‌ مثال‌ آرشيو ان‌. بي‌. سي‌. در ايالات‌ متحده‌ فيلم‌ها را در دماي‌ 50 درجه‌ فارنهايت‌ (10 درجه‌ سانتيگراد) با رطوبت‌ 50 درصد نگهداري‌ مي‌كند. در اين‌ محل‌ مي‌توان‌ فيلم‌ها را به‌ صورت‌ عمودي‌ قرار داد، هر چند كه‌ اين‌ امر براي‌ حفاظت‌ بهينه‌ مطلوب‌ نيست‌. فيلم‌ در وضع‌ مطلوب‌ بايد به‌ صورت‌ افقي‌ نگهداري‌ شود. اما اگر احتمال‌ مي‌رود از اين‌ مواد نسبتاً به‌طور مرتب‌ استفاده‌ شود نگهداري‌ عمودي‌ دستيابي‌ را آسان‌تر مي‌كند.
بايد محل‌ ديگري‌ كه‌ سردتر باشد براي‌ حفظ‌ مواد آرشيوي‌ يعني‌ نگاتيوها و لبه‌هاي‌ صوتي‌ اصلي‌ ايجاد شود. اين‌ مواد بايد در دمايي‌ پايين‌تر از 55 درجه‌ فارنهايت‌ (12 درجه‌ سانتيگراد) با رطوبت‌ نسبي‌ كمتر نگهداري‌ شوند. به‌ عنوان‌ نمونه‌، تلويزيون‌ نيوزيلند براي‌ نگهداري‌ درازمدت‌ فيلم‌ها از محلي‌ با دماي‌ 40 درجه‌ فارنهايت‌ (5 درجه‌ سانتيگراد) و رطوبت‌ نسبي‌ 20 درصد استفاده‌ مي‌كند. اين‌ دما بسيار پائين‌تر از دماي‌ محل‌ كار است‌ و فقط‌ براي‌ نگهداري‌ مجموعه‌هاي‌ بزرگ‌ كه‌ براي‌ ذخيره‌ آنها محل‌هاي‌ اختصاصي‌ ايجاد شده‌ است‌، امكان‌پذير مي‌باشد. در اين‌ محل‌ مواد بايد به‌ صورت‌ افقي‌ نگهداري‌ شوند كه‌ اين‌ امر دستيابي‌ را مشكل‌تر مي‌سازد، ولي‌ چون‌ اين‌ مواد نسخه‌هاي‌ اصلي‌ هستند اغلب‌ به‌ آن‌ها نيازي‌ نيست‌ مگر براي‌ تهيه‌ لبه‌هاي‌ صوتي‌ يا فيلم‌هاي‌ مثبت‌ جديد.

نگهداري‌ نوار ويديويي‌
از آنجا كه‌ فرمت‌ نوارهاي‌ ويديويي‌ مرتباً اصلاح‌ مي‌شود، لزوماً حفاظت‌ درازمدت‌ آن‌ها به‌ اندازة‌ فيلم‌ حساس‌ نيست‌. فرمت‌هاي‌ قديمي‌تر را مي‌توان‌ به‌ فرمت‌ رايج‌ تبديل‌ كرد. به‌ نحوي‌ كه‌ قبل‌ از آن‌ كه‌ فرسوده‌ شوند، قابل‌ استفاده‌ باشند. همچنين‌ نوار ويديويي‌ نياز به‌ زمان‌ دارد تا خود را با شرايط‌ اقليمي‌ محيطي‌ كه‌ بايد در آن‌ پخش‌ شود وفق‌ دهد و به‌ دلايل‌ عملياتي‌ نبايد در دماهاي‌ پائين‌ نگهداري‌ شود.
هر چند تصور كلي‌ بر آن‌ است‌ كه‌ نوار ويديويي‌ را مي‌توان‌ در دماهاي‌ محيط‌هاي‌ كاري‌ نگهداري‌ كرد، اكنون‌ بسياري‌ از كارشناسان‌ معتقدند كه‌ به‌ رغم‌ آن‌ كه‌ اين‌ شرايط‌ براي‌ پخش‌ مناسب‌ است‌، ولي‌ براي‌ حفاظت‌، دماهاي‌ پائين‌تر ترجيح‌ دارد. مديريت‌ ملي‌ آرشيوها و ركوردها در ايالات‌ متحده‌ دماي‌ 65 درجه‌ فارنهايت‌ (18 درجه‌ سانتيگراد) با رطوبت‌ نسبي‌ 30 درصد را براي‌ نگهداري‌ نوار ويديويي‌ توصيه‌ كرده‌ است‌ و بنظر مي‌رسد كه‌ اين‌ ميزان‌ براي‌ چنين‌ مقصودي‌ مناسب‌ و دست‌يافتني‌ باشد، همان‌طور كه‌ ديگر سازمان‌ها دمايي‌ از 50 درجه‌ فارنهايت‌ (10 درجه‌ سانتيگراد) تا 70 درجه‌ فارنهايت‌ (21 درجه‌ سانتيگراد) با رطوبت‌ نسبي‌ 20 تا 50 درصد را توصيه‌ كرده‌اند.

قفسه‌بندي‌ فيلم‌ و نوار ويديويي‌
قفسه‌ فلزي‌، به‌ خصوص‌ براي‌ نوار ويديويي‌، مادام‌ كه‌ به‌ درستي‌ كار گذاشته‌ شده‌ باشد، بهترين‌ وسيله‌ است‌. چوب‌ به‌ دليل‌ بخارهاي‌ اسيدي‌ كه‌ از رنگ‌ و ديگر مواد براق‌كننده‌، متصاعد مي‌شود و هم‌چنين‌ خطر سرايت‌ شعله‌ها در موقع‌ حادثه‌ آتش‌سوزي‌، مناسب‌ نيست‌. نوار ويديويي‌ بايد به‌ صورت‌ عمودي‌ نگهداري‌ شود تا از تاخوردن‌ و پيچ‌ و تاب‌ برداشتن‌ حفظ‌ شود.

تصميمات‌ حفاظتي‌
همان‌طور كه‌ گفته‌ شد يكي‌ از مباحث‌ مهم‌ در گردآوري‌ مواد ديداري‌ شنيداري‌ آن‌ است‌ كه‌ فناوري‌ مرتباً توسعه‌ پيدا مي‌كند و آهنگ‌ اين‌ توسعه‌ سريع‌تر شده‌ است‌. به‌ عنوان‌ نمونه‌ نوار ويديويي‌ چهار باندي‌ دو اينچي‌، پيش‌ از آن‌ كه‌ جانشين‌ آن‌ يعني‌ فرمت‌ سي‌ يك‌ اينچي‌ توسعه‌ يابد، به‌ مدت‌ حدود 15 تا 20 سال‌ در بي‌بي‌سي‌ استفاده‌ مي‌شد. فرمت‌ سي‌ يك‌ اينچي‌ حدود 12 سال‌ كار كرد تا دي‌ 3 عرضه‌ شد، و در طول‌ بيش‌ از نصف‌ اين‌ مدت‌ نيز از دي‌. جي‌. بتا و دي‌. وي‌. سي‌. پرو استفاده‌ مي‌شد.
اين‌ تغييرات‌ سريع‌ تأثير مهمي‌ در مديريت‌ مجموعه‌ فيلم‌ و ويديو دارد. ممكن‌ است‌ استفاده‌كنندگان‌، تجهيزات‌ پخش‌ فرمت‌هاي‌ قديمي‌تر را نداشته‌ باشند، لذا اين‌ مواد بايد به‌ فرمت‌ رايج‌ تبديل‌ شوند كه‌ خود مستلزم‌ صرف‌ وقت‌ و هزينه‌ است‌. حتي‌ در خود آرشيو هم‌ تجهيزات‌ پخش‌ نياز به‌ حفظ‌ و نگهداري‌ و تغيير دارند، و پس‌ از مدتي‌ به‌ تدريج‌ دسترسي‌ به‌ قطعات‌ يدكي‌ و متخصص‌ براي‌ پشتيباني‌ دستگاه‌ مشكل‌ مي‌شود.
در بعضي‌ از سازمان‌ها، امكان‌ دارد بخش‌ آرشيو بر نوع‌ فرمت‌هايي‌ كه‌ تهيه‌ مي‌شود، تاحدودي‌ نظارت‌ داشته‌ باشد، از اين‌ رو مي‌تواند فرمت‌هايي‌ را كه‌ براي‌ نگهداري‌ مستحكم‌ و بادوام‌ هستند، توصيه‌ كند. در ساير جاها مانند دفاتر پخش‌ برنامه‌ چنين‌ موردي‌ به‌ ندرت‌ وجود دارد، لذا آرشيو مجبور است‌ متكي‌ به‌ تصميمات‌ سازماني‌ باشد، به‌طوري‌ كه‌ ممكن‌ است‌ فرمتي‌ براي‌ انتقال‌ قابل‌ قبول‌ باشد، در حالي‌ كه‌ براي‌ حفاظت‌ درازمدت‌ از حد مطلوب‌ پائين‌تر باشد.

حفاظت‌ در مقابل‌ استفاده‌ مجدد
در بسياري‌ از آرشيوهاي‌ ديداري‌ شنيداري‌ اغلب‌ تضادي‌ بين‌ نياز به‌ حفاظت‌ مواد (كه‌ معمولاً به‌ معني‌ به‌ حداقل‌ رساندن‌ فرسودگي‌ و پارگي‌ است‌) و تمايل‌ به‌ استفاده‌ از مواد وجود دارد. حصول‌ اطمينان‌ از اين‌ كه‌ فيلم‌ و نوار ويديويي‌ براي‌ آينده‌ نگهداري‌ خواهد شد، حائز اهميت‌ است‌، اما اين‌ مطلب‌ بايد با تقاضاي‌ مستمر براي‌ بهره‌گيري‌ از آن‌ وفق‌ داده‌ شود.

نابودي‌ تدريجي‌ موجودي‌ها
با گذشت‌ زمان‌ بناچار رسانه‌هاي‌ موجود و تجهيزاتي‌ كه‌ براي‌ پخش‌ آن‌ها لازم‌ است‌، به‌ علت‌ استفاده‌، ذخيره‌ نادرست‌ و عدم‌ حفاظت‌ و نگهداري‌، كيفيت‌ خود را از دست‌ مي‌دهند. لبه‌هاي‌ صوتي‌ مغناطيسي‌ مي‌توانند از شرايطي‌ معروف‌ به‌ سندروم‌ سركه‌ كه‌ تخريب‌ شيميايي‌ استات‌سلولز است‌، آسيب‌ ببينند. علائم‌ آن‌ بوي‌ سركه‌ مانند، تاب‌ برداشتن‌ ، شكنندگي‌ و تحليل‌ رفتن‌ فيلم‌ است‌. تمام‌ فيلم‌هاي‌ استات‌ نسبت‌ به‌ اين‌ شرايط‌ آسيب‌پذيرند. اين‌ امر ممكن‌ است‌ بعد از چند سال‌ يا چند دهه‌، بسته‌ به‌ استاندارد مورد استفاده‌ براي‌ شرايط‌ نگهداري‌، رخ‌ دهد. سندرم‌ سركه‌ عموماً به‌ علت‌ سطح‌ نامناسب‌ دما و رطوبت‌ ايجاد مي‌شود، ولي‌ چنانچه‌ اسيداستيك‌ توليد شده‌ براي‌ مدت‌هاي‌ طولاني‌ در محفظة‌ نگهدارنده‌ رسانه‌ بماند، تخريب‌ تسريع‌ مي‌شود.
اگر مواد به‌ طور مرتب‌ مورد استفاده‌ قرار گيرند، باز شدن‌ در قوطي‌ فيلم‌ سبب‌ مي‌گردد فيلم‌ در معرض‌ هوا قرار گيرد و اسيد خارج‌ شود. ولي‌ مهم‌ اين‌ است‌ كه‌ در محفظه‌ را دور از ديگر مواد و نه‌ مثلاً در انبار فيلم‌ باز كنيم‌، چون‌ ويروس‌ هوازي‌ در معرض‌ هوا رشد خواهد كرد.

گزينه‌هاي‌ حفاظت‌
لازم‌ است‌ خط‌مشي‌هايي‌ مورد موافقت‌ و اجرا قرار گيرد تا اطمينان‌ حاصل‌ شود كه‌ مواد و تجهيزات‌ پخش‌ به‌ شكلي‌ مناسب‌ حفاظت‌ مي‌شوند و اين‌ خط‌مشي‌ها ممكن‌ است‌ بسته‌ به‌ فرمت‌هايي‌ كه‌ نگهداري‌ مي‌شوند تفاوت‌ كند.

حفاظت‌ فيلم‌
فيلم‌ قبل‌ از تمام‌ فرمت‌هاي‌ ديداري‌ موجوديت‌ يافته‌ و براي‌ مدت‌ زيادي‌ به‌ خوبي‌ حفاظت‌ شده‌ است‌ و به‌ نسبت‌ نوار ويديويي‌ به‌ تصميمات‌ كمتري‌ نياز دارد. از آن‌ جا كه‌ فيلم‌ پايدارترين‌ فرمت‌ است‌، نبايد به‌ قصد حفاظت‌ به‌ فرمتي‌ ديگر تبديل‌ شود، اگر چه‌ امكان‌ دارد براي‌ استفاده‌ مجدد نياز به‌ تبديل‌ باشد. كليد حفاظت‌ فيلم‌ ذخيره‌ صحيح‌ آن‌ است‌ ـ همان‌ طور كه‌ كليات‌ آن‌ قبلاً گفته‌ شد ـ و اطمينان‌ از آن‌ كه‌ از استفادة‌ نسخه‌هاي‌ اصلي‌ مانند نگاتيوها جلوگيري‌ مي‌شود.

حفاظت‌ نوار ويديويي‌
از سوي‌ ديگر، فرمت‌هاي‌ نوارهاي‌ ويديويي‌ مي‌توانند به‌ سرعت‌ كهنه‌ شوند و ساده‌ترين‌ راه‌ حفاظت‌ آن‌ها، تبديل‌شان‌ به‌ فرمت‌ آرشيوي‌ رايج‌تر نوار ويديويي‌ است‌. با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ دستگاههاي‌ ضبط‌ و پخش‌ نوار ويديويي‌ مطمئناً بسيار سريع‌تر از تجهيزات‌ نمايش‌ فيلم‌، منسوخ‌ مي‌شوند، دليلي‌ براي‌ حفاظت‌ نوارها در فرمت‌هاي‌ اصلي‌ آنها نيست‌، زيرا هنگامي‌ كه‌ دستگاههاي‌ پخش‌ آنها ديگر در دسترس‌ نباشد، هيچ‌كس‌ قادر به‌ تماشاي‌ آنها نخواهد بود.
در تصميم‌گيري‌ براي‌ تهيه‌ كپي‌ از نوارها، هزينه‌ عامل‌ كليدي‌ است‌، و اين‌ امر مي‌تواند از اين‌ نقطه‌ نظر براي‌ مرور موجودي‌ها و حصول‌ اطمينان‌ از اين‌ كه‌ كليه‌ مولفه‌ها نياز به‌ نگهداري‌ دارند، فرصت‌ خوبي‌ باشد.
يكي‌ از گزينه‌ها آن‌ است‌ كه‌ مواد صرفاً براساس‌ تقاضا يعني‌ وقتي‌ شخصي‌ نياز به‌ استفاده‌ دارد تبديل‌ شوند. اين‌ گزينه‌ ممكن‌ است‌ در بعضي‌ از سازمانها كه‌ وقت‌ اجازه‌ مي‌دهد پذيرفتني‌ باشد، ولي‌ در حوزه‌هاي‌ پخش‌ برنامه‌ مانند خبر يا امور جاري‌ اين‌ راه‌ حل‌ عملي‌ نيست‌. چون‌ مواد بلافاصله‌ در فرمت‌ اصلاح‌ شده‌ خود مورد نياز خواهند بود.
تجديد نظر در خط‌ مشي‌ حفظ‌ و نگهداري‌ مواد به‌ منظور اطمينان‌ از آن‌ كه‌ هنوز جوابگوي‌ نيازهاي‌ استفاده‌كنندگان‌ است‌، بسيار اهميت‌ دارد، ضمن‌ آن‌ كه‌ بايد به‌ خاطر داشت‌ كه‌ اين‌ نيازها هميشه‌ نمي‌توانند دقيقاً مشخص‌ باشند. اين‌ كه‌ مثلاً به‌ ارقام‌ استفاده‌ از مواد نگاه‌ كنيم‌ و فرض‌ كنيم‌ كه‌ چون‌ موادي‌ در طول‌ چندين‌ سال‌ امانت‌ داده‌ نشده‌اند پس‌ آن‌ها را مي‌توان‌ دور ريخت‌، خطرناك‌ است‌. بسته‌ به‌ زمينه‌ موضوعي‌، اين‌ احتمال‌ وجود دارد كه‌ بريدة‌ فيلمي‌ كه‌ پس‌ از توليد چندين‌ سال‌ درخواست‌ نشده‌ است‌ ناگهان‌ با تقاضاي‌ فراوان‌ مواجه‌ گردد.
همچنين‌ مهم‌ است‌ كه‌ به‌ خاطر داشته‌ باشيم‌ يكي‌ از دلايلي‌ كه‌ مواد قديمي‌تر مورد استفاده‌ قرار نمي‌گيرند آن‌ است‌ كه‌ صرفاً روي‌ فرمتي‌ كهنه‌ يا واقعاً منسوخ‌ وجود دارند. استفاده‌كنندگاني‌ كه‌ آن‌ها را از طريق‌ فهرست‌ها پيدا مي‌كنند ممكن‌ است‌ هرگز آن‌ها را براي‌ استفاده‌ انتخاب‌ نكنند، زيرا كه‌ تجهيزات‌ نمايش‌ يا تدوين‌ آن‌ها را ندارند. زماني‌ كه‌ يك‌ سري‌ از مواد روي‌ فرمتي‌ روزآمدتر كپي‌ شوند ممكن‌ است‌ كاربرد آن‌ها به‌ صورت‌ چشمگيري‌ افزايش‌ يابد.

فرمت‌ تبديل‌
همچنين‌ ضرورت‌ دارد در مورد فرمتي‌ كه‌ مواد بايد روي‌ آن‌ كپي‌ شوند تصميم‌ سنجيده‌اي‌ اتخاذ گردد. همزمان‌ با تصميم‌گيري‌ در مورد گردآوري‌ مواد روي‌ فرمت‌ جديد، لازم‌ است‌ همان‌ عوامل‌ هزينه‌، كيفيت‌، استحكام‌ و طول‌ عمر مناسب‌ نيز مورد ملاحظه‌ قرار گيرند. همچنين‌، به‌ خاطر دلايل‌ فني‌ كه‌ قبلاً در بخش‌ فرمت‌هاي‌ نوار ويديويي‌ به‌ اختصار مطرح‌ گرديد، بهتر است‌ از فرمت‌ مولفه‌اي‌ مانند دي‌. جي‌. بتا بجاي‌ فرمت‌ تركيبي‌ مانند دي‌ 3 استفاده‌ شود.

تنظيم‌ قفسه‌
مجموعه‌هاي‌ تصاوير متحرك‌
در مورد مجموعه‌هاي‌ بزرگ‌، در مواردي‌ كه‌ محل‌هاي‌ اختصاصي‌ براي‌ نگهداري‌ ايجاد شده‌ است‌، بهتر است‌ مواد بر اساس‌ فرمت‌ آنها نگهداري‌ شوند، يعني‌ فيلم‌هاي‌ 35 ميليمتري‌ با هم‌، نوارهاي‌ ويديويي‌ يك‌ اينچي‌ در جاي‌ ديگر و بهمين‌ ترتيب‌ الي‌ آخر.
يكي‌ از دلايل‌ اين‌ امر آن‌ است‌ كه‌ هر فرمتي‌ به‌ اندازة‌ متفاوتي‌ از قفسه‌بندي‌ و رف‌بندي‌ نياز دارد، بنابراين‌ اگر رسانه‌ها را به‌ اين‌ شيوه‌ سازماندهي‌ كنيم‌ كاراتر است‌ و از فضاي‌ موجود حداكثر استفاده‌ به‌ عمل‌ مي‌آيد.
دليل‌ ديگر آن‌ است‌ كه‌ بر خلاف‌ قفسه‌هاي‌ كتاب‌ يا ديگر اطلاعات‌ متني‌، عملاً نمي‌توان‌ قوطي‌هاي‌ فيلم‌ يا قرقره‌هاي‌ نوار ويديويي‌ را به‌ منظور يافتن‌ مواد خاصي‌ يا سكانس‌هايي‌ از بريدة‌ فيلمي‌ مرور كرد، چون‌ به‌ تجهيزات‌ نمايش‌ يا پخش‌ نياز دارد. مجموعه‌هاي‌ ديداري‌ شنيداري‌ عمدتاً به‌ فهرست‌نويسي‌ و نمايه‌سازي‌ مناسب‌ وابسته‌اند، زيرا مرور يا جستجوي‌ فرمت‌ها تنها راه‌ سريع‌ و آسان‌ براي‌ بازيابي‌ اطلاعات‌ مبسوط‌ يا نماي‌ آرشيوي‌ است‌.
در پايان‌، تنظيم‌ مواد به‌ ترتيب‌ الفبايي‌ عنوان‌ يا موضوع‌ ممكن‌ است‌ جذابيت‌ داشته‌ باشد، ولي‌ اين‌ شيوه‌ تعداد زيادي‌ نقاط‌ رشد بوجود مي‌آورد يعني‌ لازم‌ است‌ با اضافه‌ شدن‌ مواد فضاهاي‌ اضافي‌ در محل‌هاي‌ مختلف‌ رديف‌هاي‌ آرشيو ايجاد شود. اين‌ مطلب‌ يعني‌ سازمان‌دهي‌ مجدد مواد روي‌ قفسه‌ها به‌ دفعاتي‌ بيش‌ از آن‌ چه‌ لازم‌ است‌.
شيوه‌ بهتر، استفاده‌ از يك‌ سري‌ شماره‌هاي‌ منحصر به‌ فرد قفسه‌بندي‌ براي‌ هر فرمت‌ است‌، به‌ طوري‌ كه‌ به‌ افزوده‌هاي‌ جديد مجموعه‌ فقط‌ شماره‌ بعدي‌ در توالي‌ اعداد داده‌ شود و تنها يك‌ نقطه‌ رشد در آخر هر سري‌ وجود داشته‌ باشد. اين‌ روش‌ شماره‌گذاري‌ با جزئيات‌ بيشتر در قسمت‌ مستندسازي‌ موجودي‌ها مطرح‌ خواهد شد.

مجموعه‌هاي‌ عكس‌
براساس‌ اندازه‌ مجموعه‌، ممكن‌ است‌ پذيرش‌ توصيه‌هاي‌ بالا براي‌ عكس‌ها نيز عملي‌ باشد. بهرحال‌ تورق‌ عكس‌ها و ترانس‌پرنسي‌ها عموماً آسان‌تر است‌. بنابراين‌، چنانچه‌ احتمال‌ مي‌رود مجموعه‌ كوچك‌ باقي‌ بماند، سازماندهي‌ آن‌ بسته‌ به‌ رويكرد اصلي‌ استفاده‌كنندگان‌ بر حسب‌ موضوع‌، عنوان‌ يا اسم‌ منطقي‌ خواهد بود.
بهرحال‌ هنگامي‌ كه‌ عكس‌ها به‌ صورت‌ ديجيتالي‌ نگهداري‌ مي‌شوند، مشكل‌ مرور به‌ معني‌ آن‌ است‌ كه‌ يك‌ اسم‌ فايل‌ رقمي‌ بهترين‌ گزينه‌ است‌، همانطور كه‌ در فصل‌ بعد در باب‌ مستندسازي‌ كليات‌ آن‌ آمده‌ است‌.

Posted by مسعود آستانداري @ 21:32 |
فرمت‌ها و تجهيزات‌
در مديريت‌ رسانه‌هاي‌ ديداري‌، نخستين‌ زمينه‌اي‌ كه‌ بايد به‌ آن‌ پرداخته‌ شود، انواع‌ فرمت‌هاي‌ موجود است‌. بعضي‌ از خدمات‌ آرشيوي‌ اين‌ شانس‌ را دارند كه‌ بتوانند فرمت‌هاي‌ مورد نظر را انتخاب‌ كنند، حال‌ آن‌ كه‌ ساير آرشيوها ممكن‌ است‌ فقط‌ بتوانند بر تصميماتي‌ كه‌ ديگران‌ براي‌ آنها مي‌گيرند، تاثير بگذارند. قيمت‌ عامل‌ مهمي‌ در انتخاب‌ است‌، ولي‌ مناسبت‌ فرمت‌ آرشيوي‌ نيز بايد مورد نظر قرار گيرد.
همچنان‌ كه‌ فناوري‌ پيشرفت‌ مي‌كند، فرمت‌هاي‌ جديد بهتري‌ مرتبا ابداع‌ مي‌شوند و برخي‌ از آن‌ها از نظر تجهيزات‌ ضبط‌ و پخش‌ با يكديگر سازگار نيستند. مثال‌ سادة‌ آن‌، يك‌ حلقه‌ فيلم‌ است‌ كه‌ روي‌ دستگاه‌ نوار ويديويي‌ پخش‌ نمي‌شود، ولي‌ توجه‌ به‌ اين‌ نكته‌ نيز مهم‌ است‌ كه‌ ناسازگاري‌ در يك‌ نوع‌ رسانه‌ نيز وجود دارد، مثلا يك‌ حلقه‌ فيلم‌ 16 ميليمتري‌ در دستگاه‌ نمايش‌ 35 ميليمتري‌ كار نمي‌كند. اين‌ امر مسأله‌ عمده‌اي‌ را موجب‌ مي‌گردد، از اين‌ جهت‌ كه‌ در هر مجموعه‌ ديداري‌ شنيداري‌، نيازي‌ مستمر براي‌ خريد و نگهداري‌ تجهيزات‌ جديد پخش‌، ضبط‌، ويرايش‌ و غيره‌ وجود دارد.
نكته‌ بسيار مهم‌ ديگر در مورد تحول‌ فناوري‌ آن‌ است‌ كه‌ فرمت‌ مي‌تواند به‌ سرعت‌ مطلوبيت‌ و تازگي‌ خود را از دست‌ بدهد. نوعا وقتي‌ فرمت‌ جديد ابداع‌ مي‌شود، يك‌ سري‌ محصولات‌ مشابه‌ از شركت‌هاي‌ مختلف‌ به‌ بازار مي‌آيند كه‌ همگي‌ براي‌ استاندارد شدن‌ با يكديگر رقابت‌ مي‌كنند. يك‌ نمونه‌ آن‌، پيدايش‌ نوارهاي‌ ويديويي‌ بتامكس‌ و وي‌.اچ‌.اس‌ در دهة‌ 1980 است‌ كه‌ دستگاههاي‌ ضبط‌ و پخش‌ آنها با هم‌ ناسازگارند. در انگلستان‌ بعضي‌ از مشتريان‌ تنها به‌ اين‌ خاطر دستگاههاي‌ بتامكس‌ را براي‌ خريد انتخاب‌ كردند كه‌ دريابند در عرض‌ چند سال‌ وي‌.اچ‌.اس‌ كنترل‌ بازار را به‌ دست‌ گرفته‌ و براي‌ آن‌ها نوارها و دستگاههاي‌ منسوخ‌ باقي‌ گذاشته‌ است‌.
به‌ دليل‌ همين‌ تغييرات‌ و پيشرفت‌هاي‌ فناوري‌، به‌ ويژه‌ در انواع‌ نوارهاي‌ ويديويي‌، عاقلانه‌ اين‌ است‌ كه‌ قبل‌ از انتخاب‌ يك‌ مجموعه‌ صبر كنيم‌ تا فرمت‌ جديد تثبيت‌ شود و قابليت‌ اطمينان‌ و ماندگاري‌ آن‌ به‌ اثبات‌ برسد. اگر چه‌ اغلب‌ بين‌ شكيبايي‌ براي‌ تحقق‌ اين‌ امر و تمايل‌ به‌ استفاده‌ از مزاياي‌ فناوري‌ فرمت‌ جديد، ترديد وجود دارد.
اكنون‌ بيش‌ از يك‌ قرن‌ از رواج‌ فيلم‌ مي‌گذرد. در سال‌هاي‌ اخير براي‌ ساخت‌ آن‌ استانداردي‌ جهاني‌ تعيين‌ شده‌ است‌. انواع‌ مختلفي‌ از فيلم‌، با انواع‌ قطع‌ها و ويژگي‌ها براي‌ ضبط‌ تصاوير متحرك‌ و ساكن‌ وجود دارد كه‌ رايج‌ترين‌ آن‌ها در اينجا آمده‌ است‌.

مجموعه‌ فيلم‌هاي‌ نيتراته‌ و استاته‌
اگرچه‌ توليدكنندگان‌ فيلم‌ ديگر از فيلم‌هاي‌ نيتراته‌ اسفاده‌ نمي‌كنند ولي‌ هنوز بعضي‌ از مجموعه‌ها داراي‌ اين‌گونه‌ فيلم‌هاي‌ قديمي‌ كه‌ تا اوايل‌ دهة‌ 1950 استفاده‌ مي‌شد هستند. اين‌ امر براي‌ آرشيوهاي‌ فيلم‌ مشكل‌ساز است‌ به‌ دليل‌ آن‌ كه‌ اگر از اين‌ مجموعه‌ به‌ دقت‌ نگهداري‌ و استفاده‌ نشود مي‌توانند بسيار قابل‌ اشتعال‌ باشند، لذا بايد قبل‌ از اقدام‌ نظر متخصصان‌ پرسيده‌ شود. ايده‌آل‌ آن‌ است‌ كه‌ اين‌ مجموعه‌ به‌ مجموعه‌ استاته‌ (بي‌خطر) تبديل‌ شود كه‌ غالباً هزينه‌ مانع‌ انجام‌ آن‌ است‌.

فيلم‌ 35 ميليمتري‌ براي‌ تصاوير متحرك‌ يا عكس‌
زماني‌ كه‌ نخستين‌ آرشيو فيلم‌ يا تلويزيون‌ داير شد، 35 ميليمتري‌ سياه‌ و سفيد فرمت‌ عمده‌اي‌ بود كه‌ استفاده‌ مي‌شد. اين‌ فرمت‌ در پخش‌ برنامه‌ ــ كليه‌ برنامه‌هاي‌ فيلمي‌ از جمله‌ مواد خبري‌ ـ بكار مي‌رفت‌. به‌ دليل‌ هزينه‌ بالا، تعداد اندكي‌ از برنامه‌ها به‌ صورت‌ رنگي‌ فيلمبرداري‌ مي‌شد.، به‌ جز توليدات‌ نمايشي‌ معروف‌ و برخي‌ از فيلم‌هاي‌ مستند ارزشمند. امروزه‌، فقط‌ فيلم‌هايي‌ كه‌ به‌ قصد نمايش‌ تئاتري‌ تهيه‌ مي‌شوند، 35 ميليمتري‌ هستند.
در مورد عكس‌ها، فيلم‌ 35 ميليمتري‌ عموماً كوچكترين‌ اندازه‌ مورد درخواست‌ اغلب‌ كتابخانه‌هاي‌ عكس‌ جهت‌ فراهم‌ كردن‌ كيفيت‌ لازم‌ براي‌ كار تجارتي‌ به‌ حساب‌ مي‌آمد. نگاتيوهاي‌ بزرگتر تصاويري‌ با كيفيت‌ بهتر توليد مي‌كنند، لذا بسياري‌ از كتابخانه‌ها فقط‌ تصاويري‌ كه‌ روي‌ فرمت‌هاي‌ متوسط‌ 5*6 سانتيمتر، 6*6 سانتيمتر، 7*6 سانتيمتر و 9*6 سانتيمتر گرفته‌ شده‌ را جمع‌آوري‌ مي‌كنند. فرمت‌هاي‌ بزرگتر در زمينه‌هايي‌ مانند تبليغات‌ كه‌ به‌ تصاويري‌ با كيفيت‌ بالاتر نياز دارد، بكار مي‌روند.

فيلم‌ 16 ميليمتري‌
از فيلم‌ 16 ميليمتري‌ براي‌ عكس‌ استفاده‌ نمي‌شود، بلكه‌ رايج‌ترين‌ فرمتي‌ است‌ كه‌ براي‌ تصاوير متحرك‌ بكار مي‌رود. فيلم‌ 16 ميليمتري‌ در اواخر دهه‌ 1950 در بي‌بي‌سي‌ معرفي‌ شد و از آن‌ زمان‌ به‌ صورت‌ استانداردي‌ براي‌ برنامه‌هاي‌ فيلمي‌ در صنعت‌ پخش‌ برنامه‌ و بسياري‌ از زمينه‌هاي‌ ديگر درآمده‌ است‌.

فيلم‌ 16 ميليمتري‌ ريورسال‌
فيلم‌ ريورسال‌ در دهه‌ 1960 عرضه‌ شد تا امكان‌ فرايند يك‌ مرحله‌اي‌ ظهور را فرآهم‌ آورد و نياز به‌ ساختن‌ نگاتيو براي‌ چاپ‌ را منتفي‌ نمايد. پس‌ از ظهور فيلم‌ ريورسال‌، تصوير مثبتي‌ بدست‌ مي‌آيد كه‌ بلافاصله‌ مي‌تواند مورد استفاده‌ قرار گيرد. اين‌ پديده‌ به‌ ويژه‌ در ساخت‌ مواد خبري‌، وقتي‌ كه‌ تقليل‌ فاصله‌ زماني‌ بين‌ تصويربرداري‌ و پخش‌ برنامه‌ بسيار اهميت‌ دارد، مفيد است‌.

فيلم‌ 16 ميليمتري‌ سوپر
فيلم‌ 16 ميلمتري‌ سوپر پيشرفت‌ بسيار جديدي‌ محسوب‌ مي‌شود. اين‌ فرمت‌ اگر چه‌ به‌ همان‌ اندازه‌ فيلم‌ 16 ميليمتري‌ معمولي‌ است‌، ولي‌ پهنة‌ تصوير بزرگتري‌ دارد. هدف‌ اصلي‌ از توليد آن‌ بزرگ‌ كردن‌ فيلم‌ 35 ميليمتري‌ براي‌ نمايش‌ فيلم‌هاي‌ هنري‌ بود، ولي‌ از آنجا كه‌ نسبت‌ ابعاد 9:16 اين‌ فرمت‌ نياز به‌ برش‌ قاب‌ بسيار كمي‌ دارد، اكنون‌ در تلويزيون‌هاي‌ پرده‌ عريض‌ كاربرد وسيعي‌ پيدا كرده‌ است‌.

ساير فرمت‌هاي‌ فيلم‌ تصوير متحرك‌
غير از فيلم‌ 70 ميليمتري‌ كه‌ فرمت‌ مورد استفاه‌ در صنعت‌ سينماست‌، فرمت‌هاي‌ تخصصي‌ مانند فيلم‌ اشعه‌ ايكس‌ كه‌ در پزشكي‌ كاربرد دارد، و فيلم‌ مادون‌ قرمز كه‌ در زمينه‌هايي‌ مانند باستان‌شناسي‌ بكار مي‌رود نيز وجود دارند. بعضي‌ از آرشيوها حتي‌ فيلم‌ هايي‌ در فرمت‌هاي‌ غير رايج‌ مانند 5/9 ميليمتري‌ يا حتي‌ 8 ميليمتري‌ و 8 ميليمتري‌ سوپر كه‌ اندازه‌هاي‌ خانگي‌ براي‌ فيلم‌هاي‌ خانگي‌ پيش‌ از رواج‌ نوار ويديويي‌ و دوربين‌ ويديويي‌ دستي‌ بودند، نگهداري‌ مي‌كنند. بطور كلي‌ كيفيت‌ تصويري‌ اين‌ فرمت‌ها به‌ اندازه‌ فيلم‌هاي‌ 35 ميليمتري‌ و 16 ميليمتري‌ خوب‌ نيست‌، بنابراين‌ تنها در صورتي‌ كه‌ محتواي‌ آن‌ها فوق‌العاده‌ ناياب‌ يا منحصر بفرد باشد، نگهداري‌ مي‌شوند.

صدا
صداي‌ روي‌ فيلم‌
در كنار بعضي‌ از فيلم‌ها (نگاتيو يا مثبت‌) نوار صداي‌ نوري‌ يا حاشيه‌ صوتي‌ مغناطيسي‌ قرار دارد، كه‌ به‌ ترتيب‌ به‌ نام‌هاي‌ كام‌اپت‌ و كام‌مگ‌ شناخته‌ شده‌اند. اين‌ نوارها معمولاً كيفيتي‌ نازل‌تر از انواع‌ نوارهاي‌ صداي‌ مغناطيسي‌ مجزا، كه‌ در زير توضيح‌ داده‌ شده‌ است‌، دارند و براي‌ نمايش‌هايي‌ كه‌ از پروژكتور براي‌ داشتن‌ صدا و تصوير همزمان‌ استفاده‌ مي‌شود، مناسب‌ترين‌ هستند. در تلويزيون‌ گرفتن‌ صدا و تصوير به‌ طور مجزا رايج‌تر بود.
به‌ غير از نسخه‌هاي‌ فيلم‌هاي‌ ناطق‌، معمولاً براي‌ مواد فيلمي‌ صدا روي‌ نوار مغناطيسي‌ مجزا كه‌ عموماً به‌ "سپ‌مگ‌" معروف‌ است‌، ضبط‌ مي‌شود. اين‌ نوار قطع‌ فيلم‌ (35 ميليمتري‌ يا 16 ميليمتري‌ و غيره‌) را منعكس‌ مي‌كند و همزمان‌ با تصوير پخش‌ مي‌گردد.
نوار صداي‌ 35 ميليمتري‌
نوار صداي‌ 35 ميليمتري‌ سه‌ لبه‌ صوتي‌ دارد. يك‌ لبه‌ معمولاً براي‌ ميكس‌ نهايي‌ بكار مي‌رود كه‌ كپي‌ آن‌ روي‌ لبه‌ دوم‌ ساخته‌ مي‌شود. لبه‌ سوم‌ براي‌ ضبط‌ صداهاي‌ ديگر مانند گفتار، موسيقي‌ و جلوه‌ها استفاده‌ مي‌شود.

نوار صداي‌ 16 ميليمتري‌
نوار صداي‌ 16 ميليمتري‌ داراي‌ دو لبه‌ است‌ كه‌ يكي‌ در وسط‌ و ديگري‌ در كناره‌، مقابل‌ دندانه‌ ها قرار دارد. لبه‌ مياني‌ براي‌ ميكس‌ نهايي‌ است‌، در حالي‌ كه‌ از لبه‌ كناري‌ براي‌ موسيقي‌ و جلوه‌ها يا احتمالاً ضبط‌ زبان‌ دوم‌ استفاده‌ مي‌شود.

فرمت‌هاي‌ نوارهاي‌ ويديويي‌
در حالي‌ كه‌ فرمت‌هاي‌ فيلم‌ سالهاست‌ كه‌ ثابت‌ مانده‌اند، فرمت‌هاي‌ جديد نوارهاي‌ ويديويي‌ دائماً معرفي‌ مي‌شوند، و اين‌ به‌ معناي‌ آن‌ است‌ كه‌ كتابخانه‌ها و آرشيوهاي‌ نوارهاي‌ ويديويي‌ بايد مرتباً درگير فرايندهاي‌ جديد نگهداري‌ و كار با مواد و همينطور تهيه‌ راهنما براي‌ استفاده‌كنندگان‌ باشند.

چهار باندي‌ دو اينچي‌
اين‌ فرمت‌ نخستين‌ نوار ويديويي‌ بود كه‌ در اغلب‌ دفاتر پخش‌ برنامه‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گرفت‌. نوار دو اينچي‌ فرمت‌ عمده‌اي‌ بود كه‌ از اواخر دهة‌ 1950 تا اوايل‌ دهة‌ 1980 بكار مي‌رفت‌. به‌ دليل‌ قدمت‌ و ساخت‌ فني‌ اين‌ نوار، بسياري‌ از نسخه‌هاي‌ اصلي‌ ضبط‌ به‌ سرعت‌ كيفيت‌ خود را از دست‌ مي‌دهند و لازم‌ است‌ به‌ فرمت‌هاي‌ جديدتر تبديل‌ شوند.
فرمت‌ بي‌ يك‌ اينچي‌
با پيشرفت‌ فناوري‌، فرمت‌ يك‌ اينچي‌، كه‌ شركت‌ بوش‌/بي‌تي‌اس‌ آلمان‌ آن‌ را عرضه‌ كرد و بوسيله‌ بسياري‌ از دفاتر پخش‌ برنامه‌ شمال‌ اروپا مورد استفاده‌ قرار گرفت‌، جايگزين‌ فرمت‌ دو اينچي‌ شد. يكي‌ از معايب‌ اين‌ فرمت‌، مانند فرمت‌ چهار باندي‌ دو اينچي‌ آن‌ است‌ كه‌ تنها مي‌توان‌ تصاوير را با سرعت‌ عادي‌، و نه‌ در وضعيت‌ تند پيش‌بر مشاهده‌ كرد. مانند نوار دو اينچي‌، اكنون‌ لازم‌ است‌ بسياري‌ از نوارهاي‌ قديمي‌ به‌ فرمت‌هاي‌ رايج‌ تبديل‌ شوند.

فرمت‌ سي‌ يك‌ اينچي‌
در اواخر دهه‌ 1970 فرمت‌ سي‌ معرفي‌ شد. اين‌ فرمت‌ روي‌ اولين‌ دستگاههايي‌ كه‌ امكان‌ نشان‌ دادن‌ قاب‌ ايستا ، حركت‌ آهسته‌ و نمايش‌ تصاوير در وضعيت‌ تند پيش‌بر را داشتند، كار مي‌كرد. اين‌ فرمت‌ همچنين‌ داراي‌ سه‌ لبه‌ صوتي‌ و يك‌ لبه‌ خاص‌ كد زماني‌ است‌. از فرمت‌ سي‌ بسياري‌ از دفاتر پخش‌ برنامه‌ در دهة‌ 1980 تا اوايل‌ دهة‌ 1990 استفاده‌ كردند و هنوز هم‌ در بعضي‌ از زمينه‌ها بكار مي‌رود.

يوماتيك‌
اين‌ فرمت‌ در دهة‌ 1970 توليد شد تا به‌ عنوان‌ يك‌ نوع‌ نوار ويديويي‌ براي‌ جمع‌آوري‌ خبر جايگزين‌ دوربين‌هاي‌ فيلمبرداري‌ شود. با استفاده‌ از نوارهاي‌ كاست‌ سه چهارم اينچي‌، پهناي‌ باند محدود شد ولي‌ كيفيت‌ آن‌ براي‌ توليد خبر يا كاربرد نيمه‌حرفه‌اي‌ در آن‌ زمان‌ مطلوب‌ بود. از ديگر معايب‌ اين‌ فرمت‌ آن‌ بود كه‌ بيش‌ از دو يا سه‌ بار قابل‌ تكثير نبود، چون‌ با هر بار توليد افت‌ كيفيت‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ پيدا مي‌كرد. اگرچه‌ يوماتيك‌ هنوز در قسمت‌هايي‌ از جهان‌ و بعضي‌ مؤسسات‌ آموزشي‌ كاربرد دارد، ولي‌ عموماً در ساير حوزه‌ها منسوخ‌ تلقي‌ مي‌شود. سه‌ نوع‌ نوار يوماتيك‌ كه‌ مورد استفاده‌اند عبارتند از:

يوماتيك‌ قطع‌ U
از اين‌ نوار ويديويي‌ معمولاً در زمينه‌هاي‌ حرفه‌اي‌ يا نيمه‌حرفه‌اي‌ و همچنين‌ توسط‌ دفاتر پخش‌ برنامه‌ براي‌ مقاصدي‌ غيرپخش‌، قبل‌ از اين‌ كه‌ فرمت‌ وي‌.اچ‌.اس‌. از نظر ساخت‌ قابل‌ اعتماد گردد، استفاده‌ مي‌شد.

يوماتيك‌ سه چهارم اينچي‌
بسياري‌ از دفاتر پخش‌ برنامه‌ و توليدكنندگان‌ ويديوهاي‌ حرفه‌اي‌ از يوماتيك سه چهارم اينچي‌ به‌ عنوان‌ جايگزين‌ فيلم‌ استفاده‌ كردند. اين‌ فرمت‌ همچنين‌ در اوايل‌ دهة‌ 1990 براي‌ تدوين‌ اوليه‌ با كامپيوترهاي‌ كيوداس‌ پيش‌ از اين‌ كه‌ سيستم‌ تدوين‌ غيرخطي‌ بطور گسترده‌ مورد استفاده‌ قرار گيرد، بكار مي‌رفت‌.

يوماتيك‌ سه چهارم اينچي‌ اس‌.پي‌
اگرچه‌ اين‌ فرمت‌ كمتر رايج‌ است‌ ولي‌ به‌ عنوان‌ جايگزين‌ ارزان‌تر بتاكم‌ (در زير آمده‌ است‌) معرفي‌ شد. در اين‌ نوع‌ يوماتيك‌ از نوار فلزي‌ براي‌ افزايش‌ پهناي‌ باند استفاده‌ مي‌شود. اين‌ نوار عمدتاً در بخش‌ حرفه‌اي‌، جايي‌ كه‌ بتاكم‌ خيلي‌ گران‌ بحساب‌ مي‌آمد، بكار رفته‌ است‌.

فرمت‌هاي‌ نوارهاي‌ ويديويي‌ تركيبي‌ و مولفه‌اي‌
گاهي‌ اصطلاحات‌ فني‌ كامپوزيت‌ (تركيبي‌) و كامپوننت‌ (مولفه‌اي‌) براي‌ ارجاع‌ به‌ نوارهاي‌ ويديويي‌ بكار مي‌روند. تفاوت‌ بين‌ اين‌ دو در آن‌ است‌ كه‌ در فرمت‌هاي‌ تركيبي‌ اطلاعات‌ رنگي‌ و سياه‌ و سفيد در يك‌ سيگنال‌ آميخته‌ است‌، در حالي‌ كه‌ در فرمت‌ مولفه‌اي‌ اين‌ اطلاعات‌ به‌ صورت‌ جداگانه‌ قرار دارد كه‌ انعطاف‌پذيري‌ بيشتري‌ را هنگام‌ تدوين‌ فرايند پس‌ از توليد فراهم‌ مي‌آورد. بنابراين‌ فرمت‌هاي‌ مولفه‌اي‌ هم‌ براي‌ توليد و هم‌ براي‌ مقاصد آرشيوي‌ مناسب‌ترند.

فرمت‌هاي‌ نوارهاي‌ ويديويي‌ مولفه‌اي‌ آنالوگ‌
بتاكم‌
اين‌ فرمت‌ نخستين‌ نوار كاست‌ يك دوم اينچي‌ بود كه‌ اغلب‌ در توليد خبر بكار مي‌رفت‌، چون‌ دوربين‌هاي‌ آن‌ به‌ اندازه‌ كافي‌ كوچك‌ بودند تا در موقعيت‌ جمع‌آوري‌ خبر قابل‌ حمل‌ و نقل‌ باشند. اين‌ فرمت‌ بر اساس‌ فرمت‌ ويديو كاست‌ بتامكس‌ خانگي‌ در اوايل‌ دهه‌ 1980 توسعه‌ يافت‌ و به‌ دليل‌ قيمت‌ نسبتاً پائين‌ هنوز در بعضي‌ از دفاتر پخش‌ برنامه‌ براي‌ كار خبري‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرد، عيب‌ عمده‌ اين‌ فرمت‌ آن‌ است‌ كه‌ حداكثر مدت‌ نوار 30 دقيقه‌ مي‌باشد.
بتاكم‌ اس‌.پي‌
شركت‌ سوني‌ در سال‌ 1986 بتاكم‌ اس‌.پي‌ را كه‌ نوع‌ پيشرفته‌ بتاكم‌ است‌ توليد كرد. از آنجا كه‌ اين‌ محصول‌ از نواري‌ فلزي‌ با ويژگي‌ بالاتر استفاده‌ مي‌كند، در پخش‌ برنامه‌ به‌ تصاوير و صدا كيفيت‌ مي‌بخشد. اين‌ نوار در دو نوع‌ 60 و 90 دقيقه‌اي‌ در دسترس‌ است‌ و به‌ دليل‌ اندازه‌ فشرده‌ و استحكام‌ آن‌ در شركت‌ پخش‌ برنامه‌ بريتانيا (بي‌ بي‌ سي‌) براي‌ ضبط‌ خبر و تدوين‌ اوليه‌ بكار مي‌رود و در آرشيوهاي‌ تسهيلات‌ پس‌ از توليد استفاده‌ وسيع‌ دارد. اغلب‌ دستگاههاي‌ بتاكم‌ اس‌.پي‌ سازگار با دستگاههاي‌ ماقبل‌ خود هستند، يعني‌ نوارهاي‌ بتاكم‌ اوليه‌ را نيز ضبط‌ و پخش‌ مي‌كنند.

ام‌ 2
شركت‌ پاناسونيك‌ اين‌ محصول‌ را كه‌ مشابه‌ بتاكم‌ اس‌پي‌ است‌ و همان‌ نوار يك دوم اينچي‌ را بكار مي‌برد، توليد كرد. ام‌ 2 بوسيله‌ طيف‌ وسيعي‌ از شركت‌ها، موسسات‌ آموزشي‌ و بعضي‌ از دفاتر پخش‌ برنامه‌ از جمله‌ ان‌.بي‌.سي‌. در ايالات‌ متحده‌، استفاده‌ شده‌ است‌.

فرمت‌هاي‌ تركيبي‌ ديجيتالي‌
دي‌ 2
اين‌ فرمت‌ محصولي‌ از شركت‌ امپكس‌ است‌ كه‌ براي‌ ضبط‌ تركيبي‌ ديجيتالي‌ از نوار سه چهارم اينچي‌ با چهار لبه‌ صوتي‌ ديجيتالي‌ و يك‌ لبه‌ آنالوگ‌ براي‌ حركت‌ آهسته‌ يا جلو بردن‌ قاب‌ به‌ قاب‌ تصاوير استفاده‌ مي‌كند. بي‌.بي‌.سي‌ و بسياري‌ از دفاتر پخش‌ برنامه‌ سيستم‌ دي‌ 3 (در زير آمده‌ است‌) را به‌ عنوان‌ فرمت‌ اصلي‌ پخش‌ در دهه‌ 1990 انتخاب‌ كردند، ولي‌ ساير شركت‌ها، مانند و يك‌اند تلويزيون‌ لندن‌ و سانترال‌ تلويزيون‌ ، فرمت‌ دي‌ 2 را بكار مي‌برند.

دي‌ 3
دي‌ 3 كه‌ نوار كاست‌ يك دوم اينچي‌ است‌، مشتركاً توسط‌ پاناسونيك‌، خبرگزاري‌ ژاپن‌ و بي‌بي‌سي‌ توليد شد. لبه‌هاي‌ صوتي‌ آن‌ مشابه‌ دي‌ 2 است‌ و از ويژگي‌هاي‌ آن‌ حركت‌ آهسته‌ گسترده‌ و قرقره‌ كردن‌ تصاوير مي‌باشد.

فرمت‌هاي‌ مولفه‌اي‌ ديجيتالي‌
دي‌ 1
دي‌ 1 فرمت‌ سه چهارم اينچي‌ است‌ كه‌ با استفاده‌ از دستگاههايي‌ با ويژگي‌ بالا مي‌تواند از عهده‌ بيش‌ از 100 توليد (كپي‌ از كپي‌) برآيد. اين‌ محصول‌ نسبتاً گران‌ است‌ و مقدار زيادي‌ نوار مصرف‌ مي‌كند (حداكثر مدت‌ آن‌ 74 دقيقه‌ است‌)، و امكان‌ حركت‌ آهسته‌ محدودي‌ فراهم‌ مي‌آورد. از اين‌ فرمت‌ عموماً براي‌ كارهاي‌ گرافيكي‌ با كيفيت‌ بالا استفاده‌ مي‌شود.
بتاكم‌ ديجيتالي‌
شركت‌ سوني‌ دي‌جي‌ بتا را در سال‌ 1994 معرفي‌ كرد كه‌ مانند بتاكم‌ اس‌. پي‌. نوار كاستي‌ يك دوم اينچي‌ ولي‌ با ويژگي‌ بالاتر است‌. اين‌ محصول‌ داراي‌ چهار لبه‌ صوتي‌ ديجيتالي‌ و يك‌ لبه‌ فرمان‌ آنالوگ‌ است‌. اين‌ فرمت‌ سازگار با فرمت‌ ماقبل‌ خود بتاكم‌ اس‌. پي‌. است‌ و در حال‌ حاضر رسانه‌ آرشيوي‌ ترجيحي‌ براي‌ تكثير فيلم‌ روي‌ نوار ويديوست‌.

دي‌ 5
اين‌ فرمت‌ اصلاح‌ شده‌ دي‌ 3 است‌ با همان‌ لبه‌هاي‌ صوتي‌ و استفاده‌ از همان‌ نوار و دستگاههايي‌ كه‌ نوارهاي‌ دي‌ 3 را پخش‌ مي‌كنند. مانند دي‌ 1، اين‌ فرمت‌ نيز نوار زيادي‌ مصرف‌ مي‌كند و نگهداري‌ آن‌ پرخرج‌ است‌. كانال‌ 4 شركت‌ پخش‌ برنامه‌ بريتانيا (بي‌ بي‌ سي‌) دي‌ 5 را به‌ عنوان‌ فرمت‌ انتقالي‌ خود برگزيد، ولي‌ در جاهاي‌ ديگر كاربرد وسيعي‌ ندارد.

دي‌. سي‌. تي‌.
شركت‌ امپكس‌ در سال‌ 1993 اين‌ محصول‌ را كه‌ نخستين‌ نوع‌ از نسل‌ جديد دستگاههاي‌ مولفه‌اي‌ ديجيتالي‌ بود، عرضه‌ كرد. بعضي‌ از كشورهاي‌ اروپاي‌ شرقي‌ دي‌.سي‌.تي‌ را جايگزين‌ سيستم‌هاي‌ آنالوگ‌شان‌ نمودند، ولي‌ بسياري‌ از دفاتر پخش‌ منتظر شدند تا دي‌.جي‌.بتا و دي‌ 5 كه‌ سازگار با نوارهاي‌ موجودشان‌ بودند، در دسترس‌ قرار گيرند.
دي‌. وي‌.
انتظار مي‌رود ويديوي‌ ديجيتالي‌ (دي‌. وي‌.) به‌ صورت‌ استاندارد مصرفي‌ درآيد و جايگزين‌ وي‌. اچ‌. اس‌. شود. بعضي‌ از ويژگي‌هاي‌ اين‌ فرمت‌ در دي‌.وي‌.سي‌. پرو و دي‌.وي‌. كم‌ (فرمت‌هاي‌ حرفه‌اي‌ كه‌ در زير توضيح‌ داده‌ شده‌) بكار رفته‌ است‌ و كيفيت‌ صداي‌ آن‌ نسبت‌ به‌ بتاكم‌ اس‌. پي‌. بسيار بالاتر است‌. فرمت‌ دي‌. وي‌ از دو اندازه‌ كاست‌ استفاده‌ مي‌كند؛ نوع‌ استاندارد آن‌ 4 ساعته‌ و مدت‌ كاست‌ ميني‌. دي‌. وي‌. نيز حداكثر يك‌ ساعت‌ است‌.

دي‌. وي‌. سي‌. پرو
اين‌ فرمت‌ كه‌ توسط‌ شركت‌ پاناسونيك‌ توليد شده‌ معمولا" به‌ دليل‌ وجود دستگاههاي‌ تدوين‌ خارج‌ از استوديو در اندازه‌ كيف‌دستي‌، براي‌ جمع‌آوري‌ خبر بسيار رايج‌ است‌. اين‌ محصول‌ ضبط‌ ويديويي‌ را تقريباً به‌ همان‌ روش‌ دي‌، وي‌ ولي‌ با نوارهاي‌ طولاني‌تر و سرعتي‌ دو برابر انجام‌ مي‌دهد. دستگاههاي‌ دي‌. وي‌. سي‌. پرو به‌ آساني‌ مي‌توانند در سيستم‌هاي‌ موجود ادغام‌ شوند، زيرا مي‌توانند مستقيماً به‌ جاي‌ ماشين‌هاي‌ بتاكم‌ با ما قبل‌ خود مرتبط‌ شوند.

دي‌. وي‌. كم‌
مدلي‌ از ويديوي‌ ديجيتالي‌ (دي‌. وي‌.) است‌ كه‌ شركت‌ سوني‌ به‌ سال‌ 1996 به‌ بازار عرضه‌ كرد. دستگاههاي‌ پخش‌ دي‌.وي‌. كم‌ نوارهاي‌ دي‌.وي‌ را پخش‌ مي‌كنند ولي‌ تدوين‌ آن‌ها را به‌ رغم‌ اين‌ كه‌ نرم‌افزار براي‌ انجام‌ آن‌ تهيه‌ مي‌شود، انجام‌ نمي‌دهند.
ديجيتال‌ اس‌
شركت‌ جي‌. وي‌. سي‌. اين‌ محصول‌ را كه‌ از جمله‌ فرمت‌هاي‌ ديجيتالي‌ حرفه‌اي‌ است‌ در سال‌ 1995 توليد كرد كه‌ ممكن‌ است‌ سرانجام‌ جاي‌ خود را در بازار داخلي‌ بازنمايد. اين‌ محصول‌ در كاست‌هاي‌ مدل‌ وي‌. اچ‌. اس‌. جاي‌ داده‌ مي‌شود ولي‌ از نواري‌ با كيفيت‌ بهتر استفاده‌ مي‌كند و دستگاههاي‌ آن‌ نوارهاي‌ ضبط‌ شده‌ وي‌. اچ‌. اس‌. را پخش‌ مي‌كنند.

بتاكم‌ اس‌.ايكس‌.
فرمت‌ جديدي‌ است‌ كه‌ شركت‌ سوني‌ آن‌ را به‌ عنوان‌ جايگزين‌ بتاكم‌ اس‌. پي‌. طراحي‌ كرد. اين‌ محصول‌ كه‌ براي‌ تهيه‌ خبر ايده‌آل‌ است‌ از دوربين‌ ويديويي‌ نواري‌ دستي‌ استفاده‌ مي‌كند. دستگاههاي‌ استوديوها نوارهاي‌ اس‌. ايكس‌. را همانند اس‌.پي‌. پخش‌ مي‌كنند و آن‌ها را در دستگاه‌ تدوين‌ و به‌ يك‌ سيستم‌ تدوين‌ بر اساس‌ ديسك‌ سخت‌ تبديل‌ مي‌نمايند. بنابراين‌ اين‌ فرمت‌ محصولي‌ دو رگه‌ از سيستم‌هاي‌ خطي‌ و غيرخطي‌ است‌ كه‌ بدون‌ نياز به‌ دستگاه‌ ثانويه‌، ضبط‌ مرسوم‌ مواد را با انعطاف‌پذيري‌ تدوين‌ غير خطي‌ تركيب‌ مي‌كند. متاسفانه‌ اين‌ فرمت‌ بعد از فرمت‌هاي‌ دي‌. وي‌. عرضه‌ شد و در نتيجه‌ با وسعت‌ كمتري‌ مورد استفاده‌ قرار گرفته‌ است‌.

فرمت‌هاي‌ نوارهاي‌ ويديويي‌ غيرحرفه‌اي‌
با وجود آن‌ كه‌ فرمت‌هاي‌ ويديويي‌ خانگي‌ كيفيت‌ تصويري‌ بالايي‌ ندارند و براي‌ پخش‌ برنامه‌ مناسب‌ نيستند، ولي‌ در بسياري‌ از آرشيوهاي‌ رسانه‌اي‌ نقش‌ مفيدي‌ ايفا مي‌كنند. حتي‌ در جايي‌ كه‌ كيفيت‌ پخش‌ برنامه‌ مورد نظر است‌، فرمت‌هاي‌ غيرحرفه‌اي‌ را مي‌توان‌ به‌ عنوان‌ نسخه‌هايي‌ براي‌ تماشا بكار برد تا نوارهاي‌ اصلي‌ را بتوان‌ براي‌ نمايش‌هاي‌ مهم‌ يا انتقال‌ حفظ‌ كرد. بهر حال‌، فرمت‌هاي‌ خانگي‌ در بعضي‌ از سازمان‌ها كيفيت‌ مناسب‌ را براي‌ تمامي‌ مقاصد تامين‌ مي‌كنند، و از جهت‌ تفاوت‌ چشمگير قيمت‌ نوار و دستگاه‌ بايد مورد توجه‌ قرار گيرند.

وي‌. اچ‌. اس‌.
اين‌ محصول‌ فرمتي‌ استاندارد از نوع‌ ويديو كاست‌ خانگي‌ است‌ كه‌ از اواخر دهة‌ 1970 در دسترس‌ است‌. در طول‌ اين‌ سال‌ها با افزوده‌ شدن‌ دو لبه‌ صوتي‌ اف‌.ام‌. و هدهاي‌ اضافي‌ براي‌ پخش‌ حركت‌ آهسته‌ و قاب‌هاي‌ ايستا پيشرفت‌ كرده‌ و بهسازي‌ شده‌ است‌.

اس‌ ـ وي‌، اچ‌، اس‌.
سوپر وي‌.اچ‌.اس‌. اصلاح‌ شدة‌ وي‌.اچ‌.اس‌. است‌ كه‌ با استفاده‌ از نوارهايي‌ با كيفيت‌ بهتر تصاويري‌ به‌ خوبي‌ فرمتهاي‌ يومانيك‌ سه چهارم اينچي‌ و بتاكم‌ فراهم‌ مي‌آورد.

بتامكس‌
اين‌ محصول‌ را شركت‌ سوني‌ توليد كرد كه‌ رقيب‌ وي‌. اچ‌. اس‌. شد. بتامكس‌ هرگز در انگلستان‌ متداول‌ نشد، ولي‌ در ساير كشورها بكار مي‌رفت‌. بتامكس‌ مانند وي‌. اچ‌. اس‌. در پخش‌ برنامه‌ كاربرد ندارد ولي‌ با سيستم‌ اف‌.1 پي‌. سي‌. ام‌. سوني‌ به‌ عنوان‌ ضبط‌ صوت‌ ديجيتالي‌ اوليه‌ مورد استفاده‌ قرار گرفت‌.

ويديو 8
اين‌ فرمت‌ كوچكترين‌ فرمت‌ خانگي‌ است‌ كه‌ هدفش‌ توليد تصاوير با كيفيتي‌ بهتر از وي‌. اچ‌. اس‌. و بتامكس‌ است‌، اما از نوار 8 ميليمتري‌ استفاده‌ مي‌كند.

هاي‌ 8
هاي‌ 8 را مي‌توان‌ نسخه‌ حرفه‌اي‌ ويديو 8 به‌ حساب‌ آورد كه‌ كيفيت‌ تصويري‌ بهتري‌ دارد، و تفاوت‌ اين‌ دو فرمت‌ قابل‌ مقايسه‌ با تفاوت‌ بين‌ يوماتيك‌ سه چهارم اينچي‌ و يوماتيك‌ U است‌.

تصويرسازي‌ ديجيتالي‌
اكنون‌ هم‌ تصاوير ساكن‌ و هم‌ تصاوير متحرك‌ را مي‌توان‌ به‌ صور گوناگون‌ مانند در سرويس‌دهنده‌هاي‌ رايانه‌اي‌ ديسكت‌هاي‌ نوري‌ يا دي‌. وي‌. دي‌. رام‌ ها با تفكيك‌پذيري‌ بالا، ميانه‌ و پائين‌ ديجيتالي‌ و ذخيره‌ كرد. اين‌ امر مي‌تواند با استفاده‌ از سطوح‌ مختلف‌ تراكم‌، كه‌ فرايند كم‌ كردن‌ ميزان‌ اطلاعات‌ ديجيتالي‌ در يك‌ تصوير است‌، صورت‌ گيرد تا بتواند با سهولت‌ بيشتري‌ ذخيره‌ و ارسال‌ شود. تصاوير متحرك‌ را مي‌توان‌ با استفاده‌ از سيستم‌هايي‌ مانند رييل‌ ويديو و كوئيك‌ تايم‌ با كيفيت‌ شبكه‌ جهاني‌ وب‌ ديجيتالي‌ نمود، زيرا اگرچه‌ كيفيت‌ تصويري‌ خيلي‌ بالا نيست‌ ولي‌ پياده‌ كردن‌ تصوير از طريق‌ وب‌سايت‌ به‌ ميزان‌ قابل‌ توجهي‌ سريع‌تر است‌. به‌ طريق‌ ديگر ديجيتالي‌ كردن‌ را مي‌توان‌ با كيفيت‌ بالا با استفاده‌ از تراكم‌ MPEG 1 كه‌ تقريباً با كيفيت‌ وي‌. اچ‌. اس‌. برابري‌ مي‌كند يا MPEG 2 كه‌ عملاً استاندارد پخش‌ برنامه‌ است‌، انجام‌ داد.
عكس‌ها را كه‌ به‌ ظرفيت‌ ذخيره‌سازي‌ بسيار كمتري‌ نياز دارند مي‌توان‌ با تراكم‌ كمتر با تفكيك‌پذيري‌ زياد، متوسط‌ و كم‌ در فرمت‌ فايل‌هايي‌ مانند JPEG و GIF و بيت‌مپ‌ ذخيره‌ كرد. مثلاً تصاوير با تفكيك‌پذيري‌ كم‌ را مي‌توان‌ در وب‌سايت‌ مشاهده‌ و در صورت‌ نياز با كيفيت‌ بهتر سفارش‌ و پياده‌ كرد.

گزينه‌ها براي‌ كيفيت‌ تصويري‌
در مورد فرمت‌هاي‌ آنالوگ‌، لازم‌ است‌ مدير كتابخانة‌ رسانه‌ها چگونگي‌ استفاده‌ از مواد را در نظر بگيرد و سطح‌ كيفيت‌ مورد نياز و ضريب‌ تراكم‌ مناسب‌ را مشخص‌ كند. به‌ عنوان‌ نمونه‌، در يك‌ كتابخانه‌ پزشكي‌ كه‌ عكس‌ها به‌ قصد كمك‌ به‌ تشخيص‌ يا مهارت‌آموزي‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گيرند، ممكن‌ است‌ به‌ تصاويري‌ با كيفيت‌ بسيار بالا احتياج‌ باشد. بنابراين‌ لازم‌ است‌ تجهيزات‌ براساس‌ استانداردهاي‌ مديريت‌ رنگ‌ درجه‌بندي‌ شوند تا امكان‌ تحليل‌ معنادار تصاوير فراهم‌ شود. در طرف‌ ديگر اين‌ كفه‌، تصاوير با تفكيك‌پذيري‌ پائين‌ در فرمتي‌ كوچك‌ قرار دارند كه‌ ممكن‌ است‌ براي‌ نمايش‌ مثلاً يك‌ ديسك‌ نوري‌ موسيقي‌ كه‌ در وب‌سايت‌ قرارداده‌ شده‌، كفايت‌ كنند.
مؤلفه‌هاي‌ فيلم‌ و نوار ويديويي‌
يكي‌ از تفاوت‌هاي‌ اصلي‌ بين‌ ايجاد و نگهداري‌ يك‌ كتابخانه‌ مواد ديداري‌ در مقابل‌ مجموعه‌ متني‌ آن‌ است‌ كه‌ ممكن‌ است‌ نه‌ تنها نگهداري‌ محصول‌ نهائي‌، مثلاً فيلم‌ يا نوار ويديويي‌ تدوين‌ شده‌، ضرورت‌ داشته‌ باشد، بلكه‌ از بعضي‌ از اجزايي‌ كه‌ در خلق‌ محصول‌ نهايي‌ مورد استفاده‌ قرار گرفته‌اند نيز بايد حفاظت‌ شود. در مورد فيلم‌، احتياط‌ حكم‌ مي‌كند كه‌ نگاتيوها و يك‌ نسخه‌ اصلي‌ لبه‌ صوتي‌ نگهداري‌ شود تا از آن‌ها بتوان‌ براي‌ توليد نسخه‌ها و لبه‌هاي‌ صوتي‌ جديد استفاده‌ كرد؛ يا احتمالاً از نوار موسيقي‌ و جلوه‌ها، نسخه‌اي‌ جديد براي‌ بازاري‌ متفاوت‌ فراهم‌ آورد. به‌ همين‌ ترتيب‌، در مورد نوار ويديويي‌، ممكن‌ است‌ نگهداري‌ ضبط‌ اصلي‌ جهت‌ تدوين‌ مجدد يا نسخه‌برداري‌ مجدد در فرصتي‌ ديگر، مفيد واقع‌ شود.

نماي‌ آرشيوي‌
مشخصه‌ ديگر آرشيوهاي‌ مواد ديداري‌ استفاده‌ از بريده‌ فيلم‌ آرشيوي‌ است‌ كه‌ با عنوان‌ "نماي‌ آرشيوي‌" نيز شناخته‌ شده‌ است‌. در پايان‌ فرايند توليد، به‌ خصوص‌ تدوين‌ ضبط‌هاي‌ اوليه‌، ناگزير بريده‌هايي‌ از فيلم‌ كه‌ در محصول‌ نهايي‌ بكار نرفته‌ است‌ باقي‌ مي‌ماند. بخشي‌ از آن‌ها ارزش‌ نگهداري‌ نخواهند داشت‌، مانند برداشت‌هاي‌ بد (احتمالاً فيلمبرداري‌ ناقص‌ يا تپق‌ گفتاري‌)، و بخشي‌ از آن‌ها را نمي‌توان‌ خارج‌ از زمينه‌ يك‌ طرح‌ خاص‌ استفاده‌ كرد (مانند "روزي‌ از زندگي‌" فيلمي‌ كه‌ جنبه‌ شخصي‌ پيدا مي‌كند). بهرحال‌، بخشي‌ از آن‌ها بريده‌ فيلم‌هايي‌ با كيفيت‌ بالا هستند، زيرا فيلمبردار مي‌خواهد مطمئن‌ شود كه‌ باندازه‌ كافي‌ مواد ضبط‌ شده‌ است‌ تا براي‌ تدوينگر مجال‌ خلاقيت‌ فراهم‌ باشد.
اگر اين‌ بريدة‌ فيلم‌ها در اختيار آرشيو قرار گيرند، ارزش‌ آن‌ را خواهند داشت‌ كه‌ به‌ منظور تصميم‌گيري‌ در مورد اين‌ كه‌ آيا در طرح‌هاي‌ آينده‌ مي‌توانند مورد استفاده‌ قرار گيرند، ارزيابي‌ شوند؛ مثلاً ممكن‌ است‌ سكانس‌هاي‌ خوبي‌ از محل‌هاي‌ فيلمبرداري‌ شده‌، با نماهايي‌ بدون‌ بازيگر يا اشخاص‌ مشخصي‌ باشد. بعضي‌ از نماها ممكن‌ است‌ محيط‌ كاري‌ خاصي‌ را نشان‌ دهند؛ مثلاً فضاي‌ داخل‌ كارخانه‌ يا ماشين‌آلات‌ كشاورزي‌ و يا فعاليت‌هاي‌ تفريحي‌ مانند اسكي‌ كردن‌ يا قايق‌سواري‌ را به‌ نمايش‌ بگذارند. اين‌ نوع‌ بريده‌ها ارزش‌ آن‌ را دارند كه‌ به‌ مجموعة‌ آرشيوي‌ افزوده‌ شوند تا در وقت‌ و هزينه‌ فيلمبرداري‌ مجدد همان‌ موضوع‌ها براي‌ محصولي‌ جديد، صرفه‌جويي‌ شود.
لازم‌ است‌ در مورد اين‌ مطلب‌ كه‌ آيا اين‌ بريده‌ها از جهت‌ اقتصادي‌ ارزش‌ آن‌ را دارند تا يك‌ نفر آن‌ها را بازبيني‌ كند، تصميم‌ گرفته‌ شود. اين‌ تصميم‌ متأثر از اطلاعاتي‌ است‌ كه‌ گروه‌ توليد در اختيار قرار مي‌دهد. مطلوب‌ آن‌ است‌ كه‌ فهرست‌ مشروحي‌ از نماها (نوشته‌ شده‌ به‌ ترتيب‌ زماني‌) وجود داشته‌ باشد تا راهنماي‌ خوبي‌ باشد بر اين‌ كه‌ آيا آن‌ مواد نماهاي‌ آرشيوي‌ خوبي‌ به‌ دست‌ مي‌دهند يا نه‌. امكان‌ دارد فقط‌ چند كلمه‌ همراه‌ با عنوان‌ موقت‌ روي‌ جعبه‌ نوار شتابزده‌ نوشته‌ شده‌ باشد، و يادداشتي‌ مبني‌ بر اين‌ كه‌ آيا نوار حاوي‌ مصاحبه‌ يا صحنه‌ واقعي‌ است‌ يا نه‌.

تنظيم‌ يا فهرست‌نويسي‌ گزينشي‌
تصميم‌ ديگري‌ كه‌ بايد گرفته‌ شود آن‌ است‌ كه‌ آيا سكانس‌هاي‌ مفيد را روي‌ نوار ديگري‌ تنظيم‌ كرد يا نه‌. اين‌ انتخابي‌ پر هزينه‌ خواهد بود و، بسته‌ به‌ فرمت‌ آن‌، ممكن‌ است‌ به‌ معناي‌ از دست‌ دادن‌ مقداري‌ از كيفيت‌ باشد، اما اين‌ مزيت‌ را خواهد داشت‌ كه‌ نوار حاصل‌ حاوي‌ قسمت‌هاي‌ بي‌ربط‌ نخواهد بود و مي‌تواند براساس‌ موضوع‌ تدوين‌ شود كه‌ براي‌ استفاده‌كننده‌ مفيد خواهد بود. شق‌ ديگر، كه‌ آسان‌تر و ارزان‌تر است‌، فهرست‌ كردن‌ نوار است‌ به‌ نحوي‌ كه‌ فقط‌ بريده‌ فيلم‌هاي‌ قابل‌ استفاده‌ فهرست‌ و نمايه‌ شود. بهرحال‌، اين‌ امر به‌ معناي‌ آن‌ است‌ كه‌ استفاده‌كننده‌ بايد ضبط‌هاي‌ بد و غيره‌ را هم‌ به‌ منظور يافتن‌ سكانس‌هاي‌ مورد نياز مرور كند. لذا ضروري‌ است‌ كه‌ فهرست‌ كردن‌ شامل‌ زمانبندي‌ها باشد تا نشان‌ دهد كه‌ سكانس‌ مورد نظر در كجاي‌ نوار يافت‌ مي‌شود. عامل‌ ديگر فضاست‌، چون‌ اگر ضبط‌هاي‌ اوليه‌ تنظيم‌ نشوند، بناچار نوارهاي‌ بيشتري‌ بايد نگهداري‌ شوند.

بازبيني‌ مجموعه‌
نهايت‌ آن‌ كه‌ وقتي‌ مجموعه‌اي‌ از نماهاي‌ آرشيوي‌ مديريت‌ مي‌شود ضرورت‌ دارد رواج‌ و قابليت‌ استفاده‌ مجدد آن‌ها بر مبناي‌ متعارف‌، مورد بازبيني‌ قرار گيرد. نواري‌ را در نظر بگيريد كه‌ به‌ تازگي‌ ضبط‌ شده‌ است‌ و صحنه‌هايي‌ از خيابان‌هاي‌ نيويورك‌ را با آسمانخراش‌ها، ماشين‌ها و مردمش‌ نشان‌ مي‌دهد. اين‌ نوار را مي‌توان‌ به‌ طرق‌ مختلف‌ مورد استفاده‌ مجدد قرار داد، مثلاً به‌ عنوان‌ نماي‌ معرّف‌ يك‌ شهر، يا تصويركننده‌ كلان‌شهري‌ شلوغ‌، يا شايد هم‌ نمايش‌دهنده‌ ازدحام‌ ترافيك‌. بهرحال‌، ممكن‌ است‌ بعد از 5 سال‌ اين‌ بريدة‌ فيلم‌ غيرقابل‌ استفاده‌ شود و به‌ نظر قديمي‌ بيايد چون‌ مدل‌ ماشين‌ها تغيير خواهد كرد، لباس‌ آدمها از مد افتاده‌ به‌ نظر خواهد آمد و حتي‌ ساختمان‌ها ممكن‌ است‌ فرق‌ كند. با اين‌ كه‌ هدف‌ آرشيو فيلم‌ يا ويديو حفظ‌ اكثر فيلم‌ها و برنامه‌هاي‌ خود براي‌ آيندگان‌ است‌ ولي‌ نگهداري‌ نماهاي‌ آرشيوي‌ كهنه‌ شده‌ امتياز چنداني‌ ندارد. نماهايي‌ از چشم‌اندازهاي‌ طبيعي‌، مانند منظره‌هاي‌ هوايي‌ گراند كانيون‌ يا سرن‌جتي‌ ، به‌ همان‌ طريق‌ ] بالا [ از گذشت‌ زمان‌ تاثير نمي‌پذيرد، اگر چه‌ امكان‌ دارد فرمتي‌ كه‌ روي‌ آن‌ ضبط‌ شده‌اند از جهت‌ تصويري‌ با بريده‌ فيلم‌هايي‌ كه‌ روي‌ فرمت‌هاي‌ جديد هستند قابل‌ مقايسه‌ نباشد. با اين‌ همه‌ به‌ بعضي‌ از انديشه‌ها بايد ارزش‌ تاريخي‌ داده‌ شود؛ پس‌ از 20 سال‌ نماهاي‌ خيابان‌هاي‌ نيويورك‌، كه‌ در بالا گفته‌ شد، مي‌تواند براي‌ به‌ تصويركشيدن‌ فرهنگ‌ شهرنشيني‌ معاصر بكار رود.

كار با فيلم‌
نخستين‌ اصل‌ مهم‌ در كار با فيلم‌ آن‌ است‌ كه‌ كليه‌ محيط‌هاي‌ عملياتي‌ بايد تا حد امكان‌ پاكيزه‌ نگهداشته‌ شود. ذرات‌ ريز گرد و غبار كه‌ به‌ آساني‌ مي‌تواند به‌ فيلم‌ بچسبد بر كيفيت‌ تصوير اثر خواهد گذاشت‌. بسيار مهم‌ است‌ كه‌ سطح‌ كار دك‌ به‌ خصوص‌ دستگاههاي‌ نمايش‌ به‌ دور از غبار و كثيفي‌ نگهداشته‌ شود. بهترين‌ راه‌ نيل‌ به‌ آن‌، استفاده‌ مرتب‌ از برس‌ ضد الكتريسيته‌ ساكن‌ است‌. چربي‌ طبيعي‌ پوست‌ ما نيز مي‌تواند روي‌ فيلم‌ اثر بگذارد، در نتيجه‌ بهتر است‌ فيلم‌ را از لبه‌هاي‌ آن‌ بگيريم‌ تا از تماس‌ با پهنه‌ تصوير و صدا اجتناب‌ شود و در وضع‌ مطلوب‌ بايد دستكش‌ نخي‌ پوشيد.
هنگامي‌ كه‌ فيلم‌ را از قوطي‌ آن‌ خارج‌ مي‌كنيم‌، بهترين‌ روش‌ عمودي‌ نگه‌داشتن‌ قوطي‌ است‌. در غير اين‌ صورت‌ اگر فيلم‌ شل‌ پيچيده‌ شده‌ باشد اين‌ خطر وجود دارد كه‌ حلقه‌ فيلم‌ باز شود يا هسته‌ حلقه‌ از مركز آن‌ خارج‌ شود.
بسياري‌ از دستگاههاي‌ نمايش‌ فيلم‌، كشش‌هاي‌ متفاوتي‌ بر سيستم‌ حركت‌ فيلم‌ اعمال‌ مي‌كنند، لذا بهتر است‌ كه‌ از بكارگيري‌ هسته‌هاي‌ كوچك‌، مانند هسته‌هاي‌ 2 اينچي‌ در حلقه‌هاي‌ بزرگ‌، اجتناب‌ شود. اين‌ امر به‌ خصوص‌ در فيلم‌هاي‌ 35 ميليمتري‌ اعمال‌ مي‌شود. به‌ عنوان‌ يك‌ قاعده‌ كلي‌ هسته‌هاي‌ 3 اينچي‌ يا بزرگتر بايد براي‌ فيلم‌هاي‌ طولاني‌تر از 500 فوت‌ بكار رود.
وقتي‌ فيلم‌ براي‌ مدتي‌ بدون‌ استفاده‌ نگهداري‌ شده‌ باشد، تا اندازه‌اي‌ تاب‌ برمي‌دارد. صاف‌ كردن‌ فيلمي‌ كه‌ به‌ دور هسته‌ كوچك‌ پيچيده‌ شده‌ باشد مشكل‌تر است‌، لذا اين‌ امر دليل‌ خوب‌ ديگري‌ است‌ براي‌ اينكه‌ حتي‌الامكان‌ از هسته‌هاي‌ بزرگتر استفاده‌ شود.
انجمن‌ مهندسان‌ سينما و تلويزيون‌ توصيه‌ مي‌كند كه‌ فيلم‌ به‌ صورتي‌ پيچيده‌ شود كه‌ لايه‌ حساس‌ آن‌ به‌ طرف‌ خارج‌ قرار گيرد. به‌ نظر مي‌رسد اين‌ كار از تاب‌خوردگي‌ و پيچش‌ جلوگيري‌ كند. فيلم‌ نبايد مستقيماً روي‌ هسته‌ پيچيده‌ شود و بايد از يك‌ محافظ‌ سر فيلم‌ يا فاصله‌گذاري‌ به‌ همان‌ ضخامت‌ سروته‌ فيلم‌ استفاده‌ شود.

كار با نوار ويديويي‌
همانند فيلم‌، پاكيزگي‌ محيط‌هاي‌ عملياتي‌ كه‌ حاوي‌ نوار ويديويي‌ هستند ضرورت‌ دارد، چون‌ وجود غبار و آشغال‌ روي‌ نوار اگر باعث‌ اختلال‌ در تماس‌ بين‌ سطح‌ نوار و هد پخش‌ شود مي‌تواند به‌ سيگنال‌هاي‌ توليد شده‌ لطمه‌ بزند.
اثرات‌ گرد و غبار به‌ ضبط‌هاي‌ آنالوگ‌، به‌ويژه‌ شنيداري‌، به‌ نسبت‌ ضبط‌هاي‌ ديجيتالي‌ و ويديويي‌، آسيب‌ كمتري‌ مي‌رساند. افت‌هاي‌ كاملاً شديد به‌ ضبط‌هاي‌ گفتاري‌ آنالوگ‌ لطمه‌ نمي‌زند، ولي‌ در ضبط‌هاي‌ ديجيتالي‌، ممكن‌ است‌ محيط‌هاي‌ متأثر از دست‌ برود و هيچ‌ اميدي‌ به‌ ترميم‌ آن‌ نباشد.
هنگام‌ كار با نوارهاي‌ كاست‌ ويديويي‌، بزرگترين‌ خطر صدمه‌ فيزيكي‌ وقتي‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ كاست‌ در دستگاه‌ ضبط‌ يا پخش‌ قرار داده‌ مي‌شود. حفظ‌ و نگهداري‌ و پاكيزگي‌ اين‌ تجهيزات‌ به‌ اندازه‌ پاكيزگي‌ خود نوار اهميت‌ دارد.
از آنجا كه‌ نوار ويديويي‌ در مقابل‌ درجات‌ مختلف‌ دما تحمل‌ خاصي‌ دارد، دماي‌ اتاق‌ براي‌ مدت‌ زمان‌ كوتاه‌ خيلي‌ خطرساز نيست‌. در حقيقت‌ نقطه‌اي‌ كه‌ خاصيت‌ مغناطيسي‌ كاملاً از بين‌ مي‌رود 262 درجه‌ فارنهايت‌ (128 درجه‌ سانتيگراد) است‌. اگرچه‌ رطوبت‌ و بخار همراه‌ با دماي‌ بالا، به‌ دليل‌ واكنش‌ شيميايي‌ معروف‌ به‌ هيدروليز، حتي‌ در مدت‌ كوتاه‌ مي‌تواند زيان‌بخش‌ باشد. اين‌ واكنش‌ اسيدي‌ توليد مي‌نمايد كه‌ نوار مغناطيسي‌ را چسبناك‌ مي‌كند و موجب‌ مشكلاتي‌ در پخش‌ مي‌گردد.
به‌ علاوه‌، تغييرات‌ سريع‌ دما گاهي‌ مي‌تواند بر كشش‌ و كش‌ساني‌ نوار تأثير بگذارد. اين‌ امر به‌ خصوص‌ در مورد فرمت‌هاي‌ قديمي‌تر آنالوگ‌ رخ‌ مي‌دهد. براي‌ پرهيز از آن‌ مي‌توان‌ به‌ نوار فرصت‌ كافي‌ داد تا خودش‌ را با محيط‌ وفق‌ دهد و كشش‌ به‌ طور يكنواخت‌ پخش‌ شود.
در مورد فرمت‌ نوارهاي‌ كاست‌، اجتناب‌ از هرگونه‌ فشار غير لازم‌ بر نوار حائز اهميت‌ است‌. اين‌ مقصود با اطمينان‌ از اين‌ كه‌ نوارها پس‌ از پخش‌ و ضبط‌ و قبل‌ از نگهداري‌ كاملاً پيچيده‌ شده‌اند، حاصل‌ مي‌شود.
زمينه‌ مشكل‌ساز ديگر جريان‌ مغناطيسي‌ سرگردان‌ است‌. مصلحت‌ اين‌ است‌ كه‌ نوار ويديويي‌ از دستگاههاي‌ الكتريكي‌ سنگين‌، مانند ترانسفورماتور، دور نگهداشته‌ شود، زيرا كه‌ نيروي‌ مغناطيسي‌ مي‌تواند سبب‌ پاك‌شدن‌ قسمت‌هايي‌ از مواد ضبط‌ شده‌ شود.

نگهداري‌ تجهيزات‌
در پايان‌، مهم‌ است‌ كه‌ به‌ خاطر داشته‌ باشيم‌ همانند كار با نوار به‌ روش‌ مناسب‌، كه‌ در بالا مطرح‌ شد، دستگاههاي‌ پخش‌ و ضبط‌ نيز بايد به‌ طور مرتب‌ تميز و سرويس‌ شوند. قبل‌ از پخش‌ هر نوار حلقه‌ باز بايد هدپخش‌، استوانه‌ هدايت‌ صدا و مسير نوار كاملاً پاك‌ شود. اگر اين‌ كار صورت‌ نگيرد، وجود هر كثيفي‌ يا ته‌ مانده‌اي‌ در دستگاه‌ ممكن‌ است‌ نوار را خراش‌ دهد. زماني‌ كه‌ نوار خراشيده‌ شود يكپارچگي‌ سطح‌ نوار براي‌ هميشه‌ از بين‌ مي‌رود، و احتمالاً چسبندگي‌ پيدا مي‌كند و حتي‌ در تجهيزاتي‌ كه‌ به‌ بهترين‌ شكل‌ نگهداري‌ مي‌شود مشكلاتي‌ بوجود مي‌آورد. همچنين‌، اگر دستگاهها به‌ طور مرتب‌ تميز نشوند، آشغال‌ افزايش‌ پيدا مي‌كند، سفت‌ مي‌شود و به‌ قسمت‌هايي‌ از دستگاه‌ مي‌چسبد و آسيب‌ دائمي‌ بر جاي‌ مي‌گذارد.

Posted by مسعود آستانداري @ 21:29 |